ایران؛ غایب بزرگ آسمان خاورمیانه
صنعت هوانوردی ایران روزهای سختی را سپری میکند؛ روزهایی که در آن، آسمان کشور از دوسو تحتفشار قرار گرفته است. از یکسو، درآمدهای ارزی حاصل از عوارض عبور هواپیمایی که زمانی منبعی پایدار و کمهزینه برای کشور بود، بهدلیل تنشهای ژئوپلتیک و ظهور رقبای منطقهای به پایینترین سطح تاریخی خود سقوط کرده است. از سوی دیگر، در داخل مرزها، تورم و کاهش قدرت خرید، صنعت گردشگری و حملونقل هوایی را به زانو درآورده است. گزارشهای آماری نشان میدهد، درآمد ایران از محل پروازهای عبوری که تا سال ۲۰۱۲ بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار برآورد میشد، اکنون به یکدهم این رقم کاهش یافته است. این در حالی است که همسایگان ایران از جمله ترکیه و حتی عراق با بهرهگیری از خلأ ایجادشده، آسمان خود را به کریدورهای امن و پردرآمد تبدیل کردهاند. همزمان، در بازار داخلی، هشدارها نسبت به افزایش ۵۰ تا ۷۰ درصدی نرخ بلیت پروازهای داخلی و رسیدن نرخ پروازهای اروپایی به ارقام نجومی، نشاندهنده تغییر ماهیت سفر هوایی از یک خدمت عمومی به یک کالای لوکس است.
جغرافیای ثروت
در اقتصاد هوانوردی جهان، موقعیت جغرافیایی حکم نفت را دارد. تا پیش از سال ۲۰۱۲، ایران بهعنوان چهارراه هوایی خاورمیانه شناخته میشد، کوتاهترین و اقتصادیترین مسیر برای اتصال اروپا به جنوبشرق آسیا. شرکتهای هواپیمایی بزرگ جهان برای کاهش مصرف سوخت و زمان پرواز، عبور از آسمان ایران را در اولویت قرار میدادند و بابت هر پرواز، براساس وزن هواپیما و مسافت طیشده، عوارض ارزی پرداخت میکردند. اما این معادله طلایی اکنون معکوس شده است. دادههای موجود نشان میدهد درآمدهای چند صد میلیون دلاری گذشته، اکنون جای خود را به ارقامی ناچیز دادهاند و ایران عملا از نقشه کریدورهای اصلی حذف شده است. این حذف شدن، نه یک اتفاق ساده، بلکه یک باخت استراتژیک در برابر رقبایی است که هوشمندانه جای خالی ایران را پر کردهاند.
برای درک عمق این شکاف، کافی است نگاهی به درآمد سایر بازیگران بیندازیم. ترکیه، با تثبیت امنیت آسمان خود، روزانه میزبان بیش از هزار و 700 پرواز عبوری است و سالانه حدود ۱.۵ میلیارد دلار درآمد خالص ارزی از این محل کسب میکند. فرانسه و روسیه پیش از جنگ اوکراین نیز درآمدهایی در حدود ۲ میلیارد دلار داشتهاند. حتی کانادا و ایالاتمتحده که در کریدورهای خاصتری قرار دارند، درآمدهای میلیاردی از آسمان خود استخراج میکنند.
نکته تلخ ماجرا اینجاست که تا پیش از تشدید تحریمها و تنشهای امنیتی، مسیر استاندارد پروازهای بینالمللی، ورود از ترکیه به ایران و سپس ادامه مسیر بهسمت خلیجفارس بود. اما اکنون، نقشهها تغییر کردهاند؛ پروازها پس از ترکیه، با یک انحراف مسیر آشکار، وارد آسمان عراق میشوند و ایران را دور میزنند. این تغییر مسیر تنها بهمعنای از دست دادن پول نیست، بلکه بهمعنای کاهش وابستگی متقابل امنیتی و اقتصادی جهان به ایران است. وقتی آسمان کشوری خالی از پروازهای بینالمللی باشد، وزن ژئوپلتیک آن کشور در معادلات جهانی نیز کاهش مییابد.
ظهور رقیب جدید
شاید تا چند سال پیش، تصور اینکه عراق بتواند جایگزین ایران در ترانزیت هوایی شود، غیرممکن به نظر میرسید؛ اما این سناریو اکنون محقق شده است. نقطه عطف این جابهجایی، رویدادی است که در محافل خبری به جنگ 12روزه شهرت یافته است. در آن مقطع، آسمان منطقه با ریسک بالای امنیتی مواجه شد، اما آنچه ضربه نهایی را به جایگاه ایران زد، نه خود جنگ، بلکه تبعات پس از آن بود. گزارشها حاکی از آن است که اختلال در سیستمهای راداری ایران پس از پایان درگیریها، باعث شد شرکتهای هواپیمایی که ریسکگریزترین بنگاههای اقتصادی جهان هستند، عطای آسمان ایران را به لقایش ببخشند و بهدنبال مسیرهای جایگزین باشند.
در این میان، عراق و عربستانسعودی برندگان اصلی این تغییر بودند. براساس آمارهای سال ۲۰۲۵، تعداد پروازهای عبوری روزانه از آسمان عراق به بیش از ۷۰۰ پرواز رسید. دولت عراق با دریافت تعرفه ثابت ۴۰۰ تا ۵۰۰ دلار برای هر پرواز، درآمدی پایدار برای خود ایجاد کرده است که در روزهای اوج ترافیک هوایی، به ۱۰ میلیون دلار در ماه نیز میرسد. مسیر جدیدی که ایرلاینهای اروپایی مانند لوفتهانزا، بریتیش ایرویز و ایرفرانس انتخاب کردهاند، عبور از ترکیه، ورود به عراق و سپس گذر از آسمان عربستان به سمت مقاصد جنوبی است. عربستانسعودی نیز در آن بازه زمانی 12روزه و پس از آن، درآمدهای کلانی از ترافیک سرریزشده به آسمان خود کسب کرد. این تغییر الگو نشان میدهد که امنیت و ثبات زیرساختی پیششرطهای اصلی تجارت هوایی هستند. وقتی ایرلاینها مسیر خود را تغییر میدهند، بازگرداندن آنها بسیار دشوار است، چراکه تغییر مسیر پروازی در سیستمهای ناوبری جهانی ثبت شده و به عادت عملیاتی تبدیل میشود. ایران در این میان، نهتنها درآمد ارزی را از دست داد، بلکه فرصت دیپلماسی اقتصادی مبتنی بر اتصال متقابل را نیز به همسایگان واگذار کرد.
پرواز بهمثابه کالای لوکس و تعدیل تقاضا
همزمان با انزوای آسمان ایران در عرصه بینالمللی، صنعت هوانوردی در داخل کشور نیز با بحرانی متفاوت، اما به همان اندازه ویرانگر دستوپنجه نرم میکند؛ رکود تورمی. گزارشهای میدانی و اظهارات مقامات صنفی نشان میدهد که کاهش پروازهای داخلی در هفتههای اخیر، بیش از آنکه ناشی از مسائل امنیتی باشد، ریشه در واقعیتهای تلخ اقتصادی دارد. امیرپویان رفیعی شاد، رئیس هیاتمدیره انجمن دفاتر سفر و گردشگری استان تهران، با صراحت اعلام کرده که بیشترین علت اخلال در پروازهای اخیر، چالشهای اقتصادی و عدمتقاضا بوده است.
بهگفته او، ایرلاینها مجبور شدهاند برای جلوگیری از پرواز با صندلیهای خالی، پروازهای خود را ادغام کنند.
این وضعیت ناشی از تبدیل شدن سفر به یک کالای فوقلوکس برای خانوار ایرانی است. افزایش هزینههای معیشتی، سفر را از سبد مصرفی طبقه متوسط حذف کرده، اما ضربه مهلکتر در راه است؛ فعالان صنعت هشدار میدهند که بهدلیل افزایش هزینههای ارزی ایرلاینها (قطعات، تعمیرات و…) و ثبات نسبی هزینههای ریالی، احتمال افزایش ۵۰ تا ۷۰ درصدی نرخ بلیت پروازهای داخلی وجود دارد. این افزایش نرخ در شرایطی که تقاضا همین حالا هم در کف قرار دارد، میتواند منجر به رکود عمیقتر و حتی ورشکستگی برخی دفاتر خدمات مسافرتی و شرکتهای کوچک شود. رفیعی شاد تاکید میکند که تورهای ورودی به ایران تقریبا متوقف شدهاند و تنها بخش کمی از عراق شاهد پرواز ورودی هستیم.
این یعنی تراز گردشگری کشور نیز منفی شده است. وقتی مردم توان خرید بلیت داخلی را ندارند و گردشگر خارجی نیز بهدلیل ریسکهای سیاسی و اقتصادی وارد نمیشود، ایرلاینها با بحران نقدینگی مواجه شده و چرخه نوسازی ناوگان نیز متوقف میشود. این یک چرخه معیوب است که خروجی آن، فرسودگی بیشتر صنعت هوانوردی و انزوای بیشتر مسافر ایرانی است.
ارقام نجومی و حبس جغرافیایی شهروندان
نمود عینی این بحران را میتوان در تابلوهای نرخ آژانسهای هواپیمایی مشاهده کرد؛ ارقامی که برای شهروندان عادی بیشتر شبیه شوخی است تا نرخ خدمات حملونقل.
کاهش پروازهای مستقیم خارجی و اجبار به استفاده از پروازهای غیرمستقیم، هزینهها را بهشکل سرسامآوری بالا برده است. طبق دادههای موجود، نرخ بلیط یکطرفه تهران ـ لندن با ایرلاینهایی مانند ترکیش یا قطرایرویز، اکنون بین ۵۵ تا ۸۰ میلیون تومان نوسان میکند و برای یک سفر رفت و برگشت، مسافر باید بودجهای بین ۱۱۰ تا ۱۴۰ میلیون تومان در نظر بگیرد. این ارقام عملا راه ارتباطی بسیاری از دانشجویان، مهاجران و خانوادهها را مسدود کرده است.
حتی مقاصد نزدیک و سنتی نیز از این گرانی در امان نماندهاند. سفر به دوبی که زمانی گزینهای در دسترس بود، اکنون برای یک بلیت یکطرفه هزینهای بین ۱۵ تا ۳۵ میلیون تومان روی دست مسافر میگذارد که نشاندهنده رشد ۱۰۰ درصدی نسبت به سال گذشته است. مسیر تهران ـ استانبول نیز با ایرلاینهای خارجی به ۱۸ تا ۲۸ میلیون تومان رسیده و نکته قابلتامل، وضعیت پروازهای ارزانقیمت است؛ ایرلاینی مانند پگاسوس که امید مسافران اقتصادی بود، پس از لغو پروازها در بحبوحه اعتراضات و تنشها، هنوز به روال عادی بازنگشته و گزینههای جایگزین نیز با توقفهای طولانی و قیمتهای ۳۸ تا ۵۰ میلیون تومانی برای مقاصد اروپایی از طریق استانبول ارائه میشوند. تنها استثنای نسبی، مسیر مسکو است که به لطف روابط سیاسی و حفظ پروازهای مستقیم، نوسان کمتری داشته است. این وضعیت، شهروندان ایرانی را در نوعی حبس جغرافیایی ناخواسته قرار داده است؛ جایی که حتی اگر ویزا و اراده سفر وجود داشته باشد، دیوار بلند هزینهها مانع از عبور میشود.
سخن پایانی
آنچه امروز در آسمان ایران میگذرد، بازتابی از وضعیت کلان اقتصاد و سیاست خارجی کشور است. از دست دادن درآمد ترانزیتی ۵۰۰ میلیون دلاری که میتوانست امروز باتوجه به رشد ترافیک هوایی جهان به بیش از یک میلیارد دلار برسد، تنها یک عدد در بودجه نیست؛ بلکه نشانهای از واگذاری مزیتهای ژئوپلیتیک به رقبای منطقهای است. عراق و ترکیه با دیپلماسی فعال و ایجاد ثبات، سهم ایران را بلعیدهاند و بازپسگیری این سهم، حتی در صورت رفع تحریمها، نیازمند سالها اعتمادسازی و بازاریابی مجدد است.
در بعد داخلی نیز، صنعت هوانوردی در آستانه یک جراحی دردناک قرار دارد. افزایش احتمالی ۷۰ درصدی قیمتها شاید برای بقای ایرلاینها ضروری باشد، اما یقینا بهمعنای ریزش شدیدتر مسافران و کوچکتر شدن بازار خواهد بود. اگر ثبات اقتصادی و تنشزدایی منطقهای در دستور کار قرار نگیرد، ایران که روزگاری قلب تپنده حملونقل خاورمیانه بود، به جزیرهای دورافتاده تبدیل میشود که پروازهای عبوری از بالای سرش میگذرند و مردمانش در حسرت سفرهای مقرونبهصرفه، به آسمان خالی نگاه میکنند.
تداوم این روند، نهتنها شرکتهای هواپیمایی، بلکه هزاران شغل مرتبط در آژانسها، هتلها و خدمات گردشگری را به ورطه نابودی خواهد کشاند.