هوشمصنوعی و تحول نیروی کار
فرامرز توفیقی کارشناس حوزه کار و بهرهوری
![]()
گسترش هوشمصنوعی در محیطهای کاری یکی از پدیدههای اجتنابناپذیر سالهای اخیر است. فناوری که فضای کار بسیاری از کشورهای جهان را تحتتاثیر قرار داده است. استفاده از این فناوری میتواند با حذف خطاهای ناشی از خستگی و عوامل روحی ـ روانی، بهرهوری و سرعت تولید را افزایش دهد. در نگاه مثبت، این فناوری بهویژه در کارهای تکراری و روتین که میتواند موجب خستگی نیروی کار و افزایش خطای انسانی شود، کارآمد است. هرچند در ایران بهدلیل ضعف بسترهای رقابتی و نوآوری، هنوز زمینه بهرهگیری موثر از آن فراهم نیست.
سالها گفته میشد، صنعت بر ۴ فاکتور M یعنی انسان (Man)، ماشین (Machine)، روش (Method) و مواد (Material) استوار است، اما بعدها عامل پنجم دیگری به این فاکتور اضافه شد که شامل Morale یا خلقوخو و حالات روحی انسان میشود. در این ساختار اصل بر این است که شرایط روحی و مشکلات شخصی میتواند بر عملکرد نیروی کار اثر بگذارد و حتی حوادث غیرعمد را افزایش دهد، در حالی که هوشمصنوعی چنین نوساناتی ندارد و میتواند بدون تاثیرپذیری از حالات روحی، فرآیند را پیش ببرد.
استفاده از هوشمصنوعی میتواند راندمان، بهرهوری، سرعت و چابکی را بالا ببرد و وابستگی سرمایهگذار به نیروی انسانی را کاهش دهد، همچنین ارتقای روشهای تولید و استفاده از مواد مناسب در کنار فناوریهای هوشمند، به تولید محصول باکیفیتتر و افزایش قدرت رقابتی بنگاهها منجر میشود و حتی میتواند نقاط ضعف را به فرصت تبدیل کند.
در روند استفاده از هوشمصنوعی، دنیا بهسمت کاهش ساعات کار میرود. در ساختار جدید، ساعت قانونی کار از ۴۴ ساعت در هفته به 5 روز و حتی 4 روز کاری کاهش مییابد. هدف از این سیاستها، حفظ یا افزایش بهرهوری همراه با آرامش نیروی کار است. آنچه مسلم است، در این ساختار باید اصول و الزامات هرم مازلو رعایت شود. براساس این هرم، رضایت شغلی فقط به درآمد وابسته نیست، بلکه احساس رضایت از کار اهمیت بالایی دارد.
در کشورهای مترقی، سهم دستمزد در نرخ تمامشده کالا گاه بالای ۷۰ درصد است، در حالی که این عدد در ایران بین حدود ۵ تا ۱۱ درصد برآورد میشود. با این حال، کارفرمایان در آن کشورها فقط به پرداخت حقوق اکتفا نمیکنند و بهدنبال افزایش رضایت شغلی هستند، زیرا تجربه نشان داده است که نیروی کار راضی، بهرهوری بیشتری دارد.
علاوه بر موارد یادشده، نیروی انسانی بهطورطبیعی به استراحت، مرخصی و رسیدگی به امور شخصی نیاز دارد و در نقطه مقابل هوشمصنوعی به جبران وقفههای انسانی در سیستم کاری طراحی شده است. در این ساختار سیستمهای هوشمند میتوانند بدون این وقفهها کار کنند و از اینرو بهرهوری را بالا ببرند. برای بهرهگیری از هوشمصنوعی، همان 4 رکن ماشین، روش، مواد و فضای رقابتی لازم است و در شرایط انحصاری و نبود رقابت، نوآوری شکل نمیگیرد. نکته قابلتوجه آنکه، جوانان و متخصصان ایرانی توانایی بالایی دارند و میتوانند اثرگذاری عمیقی بر صنعت داشته باشند. اگر جوانان ما توانمند نبودند، این حجم از موفقیت ایرانیان در خارج از کشور دیده نمیشد.
با اینهمه انتقادات جدی به فضای غیررقابتی و حمایت ناکافی از نوآوری و فعالان این حوزه وارد است. تاکنون نیز در مقاطعی حمایت موثر از استارتآپها صورت نگرفت و همین باعث تضعیف انگیزهها شد. بنابراین در فضایی که بازار رقابتی و شفافیت کافی وجود نداشته باشد، فناوریهای پیشرفته مانند هوشمصنوعی نیز جایگاه واقعی خود را پیدا نمیکنند.
در مجموع هوشمصنوعی در سطح جهانی به ابزاری برای افزایش بهرهوری و بازتعریف الگوهای کار تبدیل شده است، اما بهرهمندی از آن، نیازمند بسترهای رقابتی، حمایت از نوآوری و توجه به رضایت نیروی کار است؛ مسائلی که در صورت تقویت، میتوانند زمینه استفاده موثرتر از این فناوری را فراهم کنند.