05 مهر، 1400

سراب فعالیت‌های تولیدی

دسته‌بندی: یادداشت

1400/6/21 09:23

سراب فعالیت‌های تولیدی

دسته‌بندی: یادداشت
09:23:00 1400/6/21

در یک سلسله نوشتار درباره وضعیت تولید و اینکه امروز چرا به‌لحاظ صنعتی اینجا هستیم توضیحاتی ارائه شد. یکی از مسائل عدم‌ارائه یک تعریف روشن از واژه «تولید» است. وقتی از تولید صحبت می‌کنیم، باید بدانیم مثلا به‌طوردقیق درصد ساخت داخل آن حداقل باید چقدر باشد یا درصد ارزش‌افزوده آن چقدر است یا اثر آن در بازتوزیع منابع بین‌بخش‌ها و اقتصاد به چه میزان است و همچنین منابعی که به حساب‌های عمومی تزریق می‌کند چه مقدار است.

 به فعالیت‌های با درصد مونتاژ بالا و وابستگی شدید به واردات که بی‌رویه ارزهای کشور را به هدر می‌دهد، نمی‌توان نام تولید گذاشت و بعد به آنها انواع رانت‌ها و تسهیلات را به‌نام حمایت داد. انجام عمدی این عمل را نمی‌توان خدمت به منافع ملی کشور و آینده آن دانست.

ما نیازمند یکسری تعاریف دقیق و استاندارد هستیم که جلوی سوءاستفاده‌ها را با چنگ‌اندازی به این‌گونه واژه‌ها بگیرد. اما متاسفانه باید گفت پس از ۷۰ سال به اصطلاح برنامه‌ریزی برای توسعه، همچنان از این تعاریف بی‌بهره‌ایم و راه برای سوءاستفاده‌کنندگان بازگذاشته شده است.

ما در ۱۰۰ سال گذشته گرفتار هم‌زمان ناآگاهی ناشی از عقب‌ماندگی، نابلدی در کاربردی کردن نظریه‌ها، عدم‌انسجام فکری و بیم وجود ذی‌نفعان اقتصادی در مناصب مختلف در راستای مصالح شخصی که هم‌راستایی با منافع ملی نداشته‌اند، بوده‌ایم.

علاوه‌بر این، به‌واسطه نامیدن اسم «تولید» بر فعالیت‌های مونتاژکاری، تفاوت صادرات کالایی از واردات مواد اولیه، واسطه‌ای و سرمایه‌ای این بخش‌ها، نشان می‌دهد که به اصطلاح آنچه ما بر آن نام تولید گذاشته‌ایم، به جای آنکه برای کشور ارزآور باشد، ارزبَر است. انتشار شجاعانه فهرست تخصیص ارزهای ۴۲۰۰ تومانی و نیمایی از سوی بانک مرکزی در ۳ سال گذشته - که برای دومین بار پس از زمان نخست‌وزیری دکتر مصدق- انجام شد، به‌خوبی آشکارکننده واحدهای مونتاژکار از واحدهای صنعتی تولیدکننده واقعی در کشور هستند که عمق ساخت داخل آنها بالا بوده و این‌گونه واحدها هستند که در شرایط تحریم، امکان فعالیت داشته و می‌توانند تاب‌آوری و انعطاف اقتصاد کشور را افزایش داده، اشتغال و رشد واقعی را پایدار و نیازهای داخل را رفع کنند.

باید گفت تشدید گسترش فعالیت‌های خام‌فروشی و مونتاژکاری به نام تولید در کشور، به‌ویژه در یک دهه و نیم اخیر و از سال ۱۳۸۴ به بعد، باوجود درآمدهای بسیار کلان نفتی و ارزی، به‌شدت اشتغال کشور، به‌ویژه اشتغال جوانان این سرزمین و آینده زندگی آنان را به گروگان گرفته است.

حال در شرایطی که هنوز پایه‌های اقتصاد کشور را بر خانه‌ای امن و محکم، مبتنی تولید واقعی بنا نکرده بودیم و آن را بر سراب فعالیت‌های به اصطلاح تولیدی خام‌فروشی و مونتاژکاری، فعالیت‌های نامولد و دلالی، واسطه‌گری و قاچاق و واردات گسترانیده بودیم، با تنش‌های سیاسی و تحریم آن را به چالشی جدید کشاندیم که درحال‌حاضر با یک عامل غیرمترقبه و غیرقابل پیش‌بینی همانند بحران کرونا، بیم آن می‌رود اگر تصمیم‌های درستی در مقابل آن اتخاذ نکنیم، از پای بیفتد.

چه شد برخی تاختند و برخی جا ماندند؟

براساس آمارهای مستند جهانی، اگر فقط دو شاخص را از میان ده‌ها مورد شاخص‌های مطرح، بین دو دسته از کشورها مقایسه کنیم، تصویر عملکرد کشور ما و برخی دیگر از کشورهای جامانده از توسعه، واضح‌تر نشان داده خواهد شد:

الف- کشورهای عقب‌مانده‌ای که اکنون در دسته کشورهای توسعه‌یافته قرار دارند (مانند چین، کره‌جنوبی، مالزی و سنگاپور و تایوان).

ب- کشورهای در حال توسعه (مانند هند، ترکیه و ایران که سال‌هاست در حال توسعه‌اند).

سال ۱۳۵۶ که زمینه‌های انقلاب فراهم شد، دولت چین تغییر سیاست داده و تمرکز را بر حصول توانمندی در اقتصاد قرار داد. اگر با استناد به داده‌های رسمی بانک جهانی، برای هر کشور میانگین رشد اقتصادی و تورم را در هر دهه روی یک نمودار کنار هم قرار دهیم و تصاویر نمودارها بسیار گویا و جاندار شده و تفاوت‌های معنادار روش‌های سیاست‌گذاری برای توسعه بین این دو دسته کاملا قابل تبیین خواهد بود.

تفاوت این کشورها در نگرش‌های متفاوت به اقتصاد و ریشه اصلی برای توسعه‌یافتن است. دسته نخست کاملا از جنبه‌های گوناگون به موانع و مشکلات پیش‌روی خود اشراف یافته‌اند، چراکه نخست، بدون خودشیفتگی فهمیدند که دانش کافی ندارند و از علوم و فنون جهان پیشرفته عقب مانده‌اند، از این‌رو برای فائق‌آمدن بر این ضعف مهلک، تصمیم به برهم‌انباشتگی خرده‌دانش‌های نخبگان خود گرفتند. دوم اینکه نخبگان متوجه شدند که از مسیر روش‌های کلاسیک کشورهای توسعه‌یافته، نمی‌توانند به پیشرفت برسند.

سوم اینکه از بین بخش‌های اقتصادی، متوجه شدند که با توجه به تجارب تاریخی کشورهای پیشرفته، این صنعت است که باید محور اصلی توسعه قرار گیرد نه هیچ‌چیز دیگری. به‌این ترتیب برای خود دستگاهی فکری تعریف کردند که از «درماندگی نظری» خارج شوند؛ البته جنبه‌های مختلف و مهم دیگر نیز موردمطالعه آنان قرار گرفته بود. این نوشتار ادامه دارد.


نویسنده: سیدمحمد بحرینیان-صنعتگر و پژوهشگر توسعه
برچسب: سیدمحمد بحرینیان ، صفحه ۴ ، شماره ۱۸۸۱



https://smtnews.ir/direct/1709

  • دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.
  • افزودن دیدگاه


روزنامه صمت

جستجو


  |