مصرف‌گرایی و توریسم سیاست فعلی چین

البته برخی دیگر بر این اعتقادند که راهی بسیاری مانده تا چین به اقتصاد امریکا برسد. البته این‌طور به نظر می‌رسد که رسیدن به مقام اول اقتصاد برای چینی‌ها دور از دسترس نیست. در این رابطه، با مجید رضا حریری، نایب‌رییس کمیسیون تجارت اتاق بازرگانی تهران و نایب‌رییس اتاق مشترک ایران و چین به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

 

چه مولفه‌هایی چین را به قطب اقتصاد جهان بدل کرد؟
در وهله اول، تصمیمی بود که از جانب مسئولان نظام چین گرفته شد. تصمیمی که همه به آن وفادار ماندند و درعین‌حال در حوزه اقتصادی به تجارت آزاد سوق یافتند، سیستم سیاسی تک‌حزبی کمونیستی خود را تغییر ندادند.
مولفه دوم، پرهیز از تنش با دنیا بود. ما در ۳۰ سال گذشته کمترین تنش را بین چین و قدرت‌های دنیا شاهد هستیم حتی در مناطقی از کشورهای چین و تایوان هم که مخالفت و تفاوت دیدگاه وجود دارد، در اکثر مواقع مسائل با توافق به پایان رسیده است. البته در این مسیر بسیار موفق هم بودند چراکه آمار مبادلات خارجی چین در سال ۲۰۱۳ چیزی در حدود ۴هزار و ۱۸۰میلیارد دلار بود که از این رقم ۲هزار و ۱۶۰میلیارد دلار آن مربوط به صادرات و باقی آن به واردات چین مرتبط بود.

 

بسیاری از کارشناسان معتقدند اقتصاد چین پایدار نخواهد بود و باید منتظر سقوط این اقتصاد باشیم. این نظر را قبول دارید؟
اقتصاد چین به‌اندازه‌ای پایدار است که دچار سقوط نمی‌شود. علاوه بر آن سیستم سیاسی دولت به شکلی است که کل فضای داخل را در کنترل خود دارد. اینکه نرخ رشد آنها پایین خواهد آمد کاملا طبیعی است چراکه هیچ کشوری نمی‌تواند دومین اقتصاد دنیا باشد و نرخ رشد خود را ۸ تا ۱۱درصد نگه دارد. به‌طور حتم اقتصاد این کشور به‌جایی می‌رسد که نرخ رشد آن کاهش یابد ولی بااین‌حال، چینی‌ها بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ را به‌راحتی پشت سر گذاشتند. سیاست آنها در زمانی که فضای بین‌المللی دنیا دچار بحران شد، این بود که به اقتصاد داخل کشور توجه کند. کشور پهناور با حدود ۲۱ درصد از جمعیت دنیا، کشوری است که هر زمان اراده کند، می‌تواند برای جمعیت خود برنامه‌ریزی کند و نرخ رشد را در زمان تنگنای اقتصادی از فضای بین‌المللی به داخل کشور انتقال داد.

 

آیا این سخن که صادرات به چین کار دشواریست، درست است؟
فرض اینکه واردات به چین کار دشواری است، فرض غلطی است این را آمار ۲هزار میلیاردی واردات سال گذشته چین ثابت می‌کند. مضاف بر اینکه در برنامه ۵ ساله چین که از سال ۲۰۱۳ آغاز شده و تا ۲۰۱۸ ادامه دارد، کل تجارت فرامرزی چین باید تغییر کند و واردات نیز باید ۱/۵ برابر شود. دلیل اینکه فرض واردات به چین سخت است، سیاست‌گذاری نیست. شاید دلیل این است که کالاهای قابل رقابت در بازار داخلی چین کم است. هر کشوری نمی‌تواند در بازار داخلی چین فعالیت کند کما اینکه کشورها در بازار داخلی خود هم نمی‌توانند با کالاهای چین مقابله کنند.

 

چرا صنعت توریست چین از اهمیت بالا برخوردار است؟
اتفاقی که در حاضر در چین افتاده این است که سیاست تشویق به مصرف، افزایش واردات و گسترش توریسم و جهانگردی را پیش گرفته است. ازآنجایی‌که درآمد سرانه چینی‌ها بالا رفته، پس‌اندازهای آنها هم زیاد شده است. این می‌تواند مانع مالی ایجاد کند چراکه باید گردش مالی وجود داشته باشد. برای همین به مصرف‌گرایی و سفر خارجی تشویق می‌شوند. در حال حاضر، توریست چینی در دنیا بیشترین تعداد را دارد و رقابت شدیدی بین کشورها برای جذب توریست چینی صورت می‌گیرد. مطلبی می‌خواندم که توریست‌های چینی در کشور فرانسه نسبت به نبود امنیت گلایه‌مند بودند. در این راستا، فرانسه تعدادی پلیس چینی استخدام کرده است چرا که حاضر نیست این تعداد زیاد توریست چینی را از دست بدهد.

 

پیش‌بینی نرخ رشد چین برای سال جاری چه میزان است؟
پیش‌بینی‌هایی که برای امسال می‌شود این است که نرخ رشد به ۷/۵ درصد برسد و تا ۵ سال آینده هم نرخ آن از ۶درصد پایین‌تر نمی‌آید. این نشان می‌دهد که اقتصاد چین از حالت درحال‌توسعه خارج‌شده و به حالت توسعه‌یافتگی می‌رسد. با این تعریف، کشورهای توسعه‌یافته به میزانی از بلوغ اقتصادی رسیده‌اند که رشد آرام‌تری را طی می‌کنند.


چاپ