وجود رقیب، یک فرصت طلایی است

به نام او که هر چه بخواهد همان می‌شود
در قدیم، در بازارهای سنتی که هنوز نمونه آن فراوان است صدها زرگر، کنار یکدیگر مغازه‌های طلافروشی یک‌نبش و دونبش تاسیس می‌کردند و هیچ‌کس هم آزرده‌خاطر نمی‌شد.


راسته کفاش‌ها، راسته بنکدارها، چهارسوق قالی‌فروش‌ها، خیابان خرازها، محله داروفروش‌ها و ده‌ها شغل دیگر، هنوز در همین بازار سنتی تهران، ناصرخسرو، سبزه‌میدان خودنمایی می‌کنند. صدها مغازه لوازم‌یدکی اتومبیل در چراغ‌برق و کت‌وشلواری‌ها در باب‌همایون گرد هم آمده‌اند و هیچ‌کس هم نان دیگری را کم نمی‌کند. هرکدام مشتری خودشان را دارند و هرکدام تلاش می‌کنند تا جنس بهتر یا متفاوت‌تری ارائه کنند.
تا دیروز بسیاری از مشاغل، کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند و کسی هم فضای کار دیگری را تنگ‌تر نمی‌کرد و همه کاسب‌ها حبیب خدا بودند... حالا یکباره با تغییر فرهنگ‌ها و کوچک شدن دل‌ها، فرهنگ کاسبی هم تغییر ماهیت داده است.
یک کارخانه‌ای در یک محل تاسیس می‌شود، کارخانه قبلی شروع به کارشکنی و سنگ‌اندازی و توطئه در هرجایی که دستش برسد می‌کند.
مغازه‌ای در یک محل متولد می‌شود، رستورانی تاسیس می‌گردد، میوه‌فروشی شروع به کار می‌کند و بعد از گذشت مدتی با رشد جمعیت و توسعه جغرافیای محل، افراد دیگری مغازه دیگر، رستوران دیگر، میوه‌فروشی دیگر، سوپری دیگر تاسیس می‌کنند و در ابتدا هرکدام از تازه‌واردها، مدت‌ها نیرو و توانشان را صرف خنثی کردن توطئه‌های رقیب قبلی می‌کنند. چرا؟
توطئه چرا؟
سوال اصلی همین نگرش توطئه در هر مورد کوچک و بزرگ است که این روزها گریبانگیر فرهنگ جامعه شده است.
وجود رقیب در بازارهای اقتصادی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و حتی سیاسی، نه‌تنها نباید کسی را برنجاند و باب دشمنی و توطئه را بگشاید، بلکه باید از رقیب استقبال کرد.
رقیب این امکان را برای ما به وجود می‌آورد که بتوانیم خود را در حیطه مقایسه قرار دهیم و راهی مطلوب‌تر را در پیش بگیریم. بدون شک، مشتری‌مداری، ایجاد فضای زیباتر، ارائه جنس بهتر و صدها نکته ظریف دیگر، می‌تواند به هر تولیدکننده یا عرضه‌کننده هر محصولی، این امکان را بدهد که وضعیت بهتری نسبت به دیگری داشته باشد.
متاسفانه این روزها در همه حوزه‌های زندگی به‌جای رقابت سالم و لذت از پیشرفت‌های دیگری، به فکر ایجاد مشکل و سنگ‌اندازی در حوزه کار دیگران می‌افتیم، به‌جای اینکه نیرو و توان خودمان را بیشتر کنیم و از رشد دیگران درس بگیریم، کار و زندگی خود را رها می‌کنیم و دنبال توطئه برای این و آن می‌رویم.
در حوزه مسائل اجتماعی و سیاسی می‌گویند، حتی از کسانی که گاهی با شما هم‌عقیده نیستند، استقبال کنید، درست است که افراد هم‌عقیده به شما آرامش می‌دهند، اما افرادی که مخالف عقیده شما هستند، در عوض به شما دانش خواهند داد.
رقیب را در هر حوزه‌ای احترام کنیم. اطمینان داشته باشیم حضور یک نشریه دیگر، می‌تواند مغازه ما را هم رونق ببخشد. جهان امروز، دنیای بزرگی است، برای همه کسانی که دل به کار بسته‌اند، فرصت و امکان حضور وجود دارد. به فرهنگ گذشته خود برگردیم و از دکانی که کنار دکان ما برپا شده است نهراسیم به فرض اگر روزنامه ما خواندنی یا خریدنی باشد، حتما ما می‌مانیم و خریده می‌شویم و خوانده می‌شویم.

ناصر بزرگمهر / مدیرمسئول


چاپ