تولید جذاب، مشوقی برای بورس و بانک

زهره محسنی‌شاد - گروه اقتصاد: در شرایط رکودی اقتصاد کشور، تامین مالی واحدهای تولیدی و صنعتی یکی از مکانیزم‌های خروج از این معضل اقتصادی به شمار می‌آید.

این موضوع از آنچنان اهمیتی برخوردار است که دولت یازدهم، از ابتدا، مبنای کار خود را خروج اقتصاد از رکود، با اتخاذ برخی سیاست‌ها و اقدمات برای تقویت سیستم مالی کشور بنا نهاده تا بتواند در زمینه حمایت بخش تولید و صنعت کشور گام بردارد. آن‌طور که مشخص است دولت یازدهم در کنار بازار پولی خواهان حضور پررنگ بازار مالی کشور برای تامین مالی واحدهای تولیدی است تا اقتصاد کشور از این طریق از رکود خارج شود. چراکه شرایطی که بانک‌های کشور در سال‌های اخیر با آن مواجه بوده‌اند، موجب شده که بانک تامین‌کننده مالی مناسبی برای واحدهای تولیدی نباشد؛ مطالبات معوق، حرکت بانک‌ها به سمت بنگاهداری و درنهایت کم شدن منابع در این سیستم، باعث شده، شرایطی که هم‌اکنون بانک‌ها برای تامین مالی برای تولیدکنندگان و صنعتگران ارائه می‌دهند، آنچنان سختگیرانه و زمان‌بر باشد که به گفته فعالان اقتصادی این شیوه تامین مالی به‌طور قطع موجب خروج از رکود در کشور نخواهد شد و باید برای آن چاره‌ای اندیشیده شود.

در این بین غلامحسن تقی‌نتاج، مدیرعامل بانک مهر اقتصاد، با اشاره به اقدامات مثبت دولت و بانک مرکزی در زمینه مدیریت بخش پولی کشور، بهبود وضعیت متغیرهای اقتصاد که تاثیر زیادی بر فرآیند تامین مالی دارند و همچنین حمایت از بازار سرمایه که درحال انجام است، این سیاست‌ها را گامی برای بهبود وضعیت بخش تولید و صنعت کشور می‌داند و بر این باور است درصورتی که موانع و مشکلات بازار پول و سرمایه مرتفع شود، و بخش تولید از جذابیت لازم برخوردار و خلأهای موجود در این بخش‌ها از بین برود، این امر می‌تواند شرایط رونق و خروج اقتصاد از رکود را فراهم کند.
شرح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:
یکی از انتقاداتی که به سیستم بانکی وارد است، بنگاهدار شدن بانک‌هاست. بانک‌ها به جای اینکه به فعالیت اصلی خودشان یعنی بانکداری بپردازند در سال‌های گذشته به بنگاهداری روی آورده‌اند که این امر تاثیرات منفی برای اقتصاد کشور به همراه داشته است، دلیل گرایش بانک‌ها به این موضوع چیست و اقدامات درحال انجام، در این زمینه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ورود موسسات پولی و بانکی به بنگاهداری را در سال‌های اخیر می‌توان در عوامل مختلفی جست‌وجو کرد. براساس قانون و چارچوبی که بانک مرکزی تعیین کرده است، بانک‌ها می‌توانند از طریق سرمایه‌گذاری مستقیم، شرکت تاسیس کرده و تا ۴۰ درصد سرمایه پایه‌شان سرمایه‌گذاری کنند. ضمن اینکه بخشی از بنگاهداری بانک‌ها به دلیل برخی از رد دیون‌های دولت است و دولت برای رد دیون، برخی از بنگاه‌های خود را به بانک‌ها واگذار کرده، یا بانک‌ها به دلیل ناتوانی بنگاه‌ها در پرداخت بدهی‌شان به ناچار به تملک سهام شرکت‌ها اقدام کرده‌اند. با توجه به این عوامل در مجموع می‌توان گفت که بنگاهداری نه بد است نه خوب، اما موضوعی که نباید فراموش کرد این است که بانک‌ها نباید در بنگاهداری بمانند، به این معنا که بنگاه‌هایی که تداوم آنها نیازمند نقدینگی است، بانک‌ها باید در حد معقول این منابع را تامین کنند تا بنگاه احیا شود و به وضعیت با ثبات برسد، سپس برای واگذاری آن اقدام کند. باید توجه کرد درصورتی که بانک‌ها در بنگاهداری بمانند یا براساس چارچوب بانک مرکزی عمل نکنند، این امر تبعات منفی بر کل اقتصاد خواهد داشت. البته برای مدیریت این بخش و خروج بانک‌ها از بنگاهداری، اقدامات درستی از سوی بانک مرکزی درحال انجام است که نتیجه آن مدیریت موسسات پولی و بانکی از جهت میزان منابعی که به این بخش اختصاص خواهند داد، است. به هر حال بانک مرکزی مهلت ۳ ساله‌ای را برای این امر اختصاص داده است که به نظر می‌رسد اگر بازار سرمایه رونق بگیرد، موسسات پولی و مالی می‌توانند این املاک مازاد را در این‌بازه زمانی عرضه کنند و پیش‌بینی می‌شود که این موضوع در زمان تعیین شده انجام شود.
یکی از اهدافی که برای خروج بانک‌ها از بنگاهداری مطرح می‌شود، حمایت از بخش تولید و صنعت کشور است، به نظر شما این فرآیند چگونه باید مدیریت شود تا با تقویت توان اعتباردهی بانک‌ها، این منابع صرف بخش مولد کشور گردد؟
موسسات پولی و بانکی وظیفه‌شان، واسطه‌گری وجوه است به این معنا که منابع خرد را از سطح جامعه جمع‌آوری می‌کنند و آن را در اختیار بخش‌های مختلف اقتصاد قرار می‌دهند. بنابراین با خروج بانک‌ها از بنگاهداری و آزاد شدن این منابع، آنها تلاش خواهند کرد با بالا رفتن توان اعتباری‌شان، این منابع را صرف تسهیلات‌دهی به بخش‌های اقتصادی کنند و به وظیفه اصلی خود بازگردند. البته باید توجه کرد که بانک‌ها برای اینکه بتوانند به حیات‌شان ادامه دهند، می‌توانند بخشی از سرمایه‌شان را طبق چارچوب تعیین شده توسط بانک مرکزی به بنگاهداری بپردازند، اما به‌طور حتم بیشتر از میزان تعیین شده یعنی ۴۰ درصد، این امر به بنگاه‌های اقتصادی در کشور آسیب خواهد زد و فعالیت بنگاه‌ها را که نیازمند منابع بانکی هستند، دچار اختلال می‌کند.
همواره در به وجود آمدن مشکلات بخش‌های اقتصادی، انگشت اتهام به سمت بانک‌ها نشانه رفته و انتقادات به عملکرد آنها زیاد است، اما بانک‌ها براین باورند که حمایت‌های لازم را از تولید و صنعت انجام می‌دهند. اگر بانک‌ها برای تحقق کمک و رشد توسعه صنایع تلاش می‌کنند، پس چرا این همه انتقاد به سیستم بانکی وارد می‌شود؟
یکی از موضوعاتی که فعالان بخش‌های اقتصادی به شدت از آن انتقاد می‌کنند، گران بودن تسهیلات دریافتی از بانک‌هاست. آنها معتقدند که این نرخ‌ها در شرایط کنونی توجیه اقتصادی برای‌شان ندارد و همین امر باعث تشدید مشکلات‌شان شده است. اما موضوعی که وجود دارد این است که موسسات پولی و بانکی غیردولتی، بسیار تحت‌تاثیر نرخ سود سپرده‌ها، تورم و... هستند که باعث بالا رفتن قیمت تمام شده پول در بانک‌ها و در نهایت گران شدن نرخ سود تسهیلات می‌شود که البته این امر ریشه در عواملی دارد که مربوط به سال‌های گذشته است. ضمن اینکه در یک‌سال گذشته دولت و بانک مرکزی اقدامات بسیار مثبتی را در راستای بهبود وضعیت متغیرهای اقتصادی انجام داده‌اند که این اقدامات، جهت‌دهی قیمت تمام شده پول در بانک‌ها را به سمت کاهش حرکت داده است، اما به این معنا نیست که قیمت تمام شده پول در موسسات پولی و بانکی بلافاصله کاهش یابد، بلکه فقط شیب حرکتی به سمت کاهشی بوده است. البته با توجه به اقدامات درحال انجام و استمرار این سیاست‌ها، می‌توان امیدوار بود سالی یک تا ۳ درصد شاهد کاهش قیمت تمام شده پول در موسسات پولی و بانکی بخش غیردولتی باشیم. به همین دلیل، با توجه به رابطه بین نرخ سود تسهیلات و قیمت تمام شده پول، موسسات پولی و بانکی می‌توانند نرخ سود تسهیلات را به عنوان یکی از متغیرهای اثرگذار در بخش‌های اقتصادی کاهش دهند تا هزینه تامین مالی برای این بخش‌ها ارزان‌تر شود. البته نباید این نکته را فراموش کرد که هزینه بنگاه‌های تولیدی فقط تابع هزینه تامین مالی از موسسات پولی و بانکی نیست، بلکه قیمت تمام شده نیروی کار، مواد اولیه، نرخ ارز و... از جمله عواملی است که می‌تواند بر هزینه تولید در کشور تاثیر بگذارد و قیمت تولید را بالا ببرد. به نظر بنده بیشتر مشکلات بخش تولید مربوط به هزینه‌هایی است که در این بخش، بنگاه‌های اقتصادی باید متحمل شوند و بخش کمی از موانع و مشکلات نظام تولید به هزینه‌های بانکی و مالی مرتبط است. به نظر می‌رسد اگر نرخ ارز مدیریت شود و نرخ بهای تمام شده بقیه عوامل تولید ازجمله دستمزدها، مواد اولیه کاهش یابد، در کنار آن با ارزان کردن نرخ تسهیلات می‌توان امیدوار بود که هزینه تولید در کشور کاهش یابد و فعالیت‌های اقتصادی از توجیه مناسبی برخوردار شوند. توجه به تمامی این عوامل در کنار یکدیگر می‌تواند در بخش تولید اثرگذار باشد.
در بسیاری از مواقع، به دلیل بالا بودن تقاضا از سیستم بانکی، بانک‌ها توان پاسخگویی به تمام نیازها را ندارند، به نظر شما در کنار بانک‌ها چه ابزارهای دیگری می‌تواند در تامین مالی بخش‌های اقتصادی مفید واقع شود و نیاز به توسعه آن است؟
بی‌شک با توجه به شرایط فعلی اقتصاد، نیاز بخش‌های اقتصادی به منابع مالی نیز افزایش یافته و به تبع آن تقاضا از سیستم بانکی نیز بالا رفته است که این امر همکاری و مشارکت بازارها و بخش‌های مالی دیگر را در تامین منابع بخش اقتصاد بیش از گذشته حائز اهمیت می‌کند. اما ذکر این نکته ضروری است که منابع به سمتی حرکت می‌کند که آن بخش دارای جذابیت و سودآوری لازم باشد. درحال‌حاضر یک اشکال اساسی که وجود دارد این است که بخش تولید به دلیل موانع و مشکلاتی که با آن مواجه است از جذابیت و سودآوری لازم برخوردار نیست. البته شاید بسیاری، ریشه این مشکلات را در سیستم بانکی جست‌وجو کنند. اما باید تاکید کرد که ریشه مشکلات نظام تولید کشور در مقام مقایسه، بیشتر در سایر بخش‌هاست تا نظام بانکی. این فرآیند مانند یک زنجیره است که گلوگاه این زنجیره، شاخه‌هایی از تولید است که در آن مزیت رقابتی نداریم یا نرخ ارز، نرخ تورم و به تبع آن نرخ سود است که باعث شده فرآیند تولید در کشور دچار اختلال شود. بنابراین اگر به دنبال این هستیم که مشکلات این بخش را رفع کنیم، دولت باید این ۳ نرخ را مدیریت کند تا بلکه اقتصاد و بخش‌های مولد کشور از رکود خارج شوند تا به سوددهی برسند و از جذابیت لازم برخوردار شوند. به هر حال اگر مشکلات بخش تولید رفع شود و از جذابیت‌های لازم برخوردار شود، به‌طور حتم، بازار سرمایه نیز به کمک بانک‌ها خواهد آمد و بخش قابل‌توجهی از منابع مالی بخش‌های اقتصادی و بنگاه‌های تولیدی را که نیاز به منابع دارند، تامین خواهد کرد.
همان‌طور که اشاره کردید، بورس ازجمله بازارهایی است که می‌تواند در کنار سیستم بانکی به کمک بخش‌های اقتصادی بیاید، اما این روزها شاهد هستیم که بازار سرمایه از رونق کافی برای این امر برخوردار نیست، بانک مرکزی تاکید کرده است که نظام بانکی می‌تواند از بورس در این زمینه حمایت کند، به نظر شما سازوکار این سیاست چگونه خواهد بود؟
 براساس استانداردهای بانک مرکزی، موسسات پولی و بانکی اجازه دارند به‌طور مستقیم برای خرید سهم در بازار اقدام کرده یا اینکه از طریق این ابزار با روش‌های تامین مالی مجموعه‌های‌شان را هدایت و در بازار سرمایه فعالیت کنند. در ضمن بانک‌ها می‌تواند با تامین مالی بنگاه‌ها و شرکت‌های تولیدی که در بورس حضور دارند، این شرکت‌های تولیدی را فعال کنند تا توقع‌های سهامداران این شرکت‌ها در ارتباط با سود مناسب در پایان سال تامین شود. به‌طور حتم این اقدام مثبت و موثری است که می‌تواند باعث قوام گرفتن بازار سرمایه شود. البته باید توجه کرد که این اقدام پیش از این با محدودیت‌هایی مواجه بوده و حال با مطرح کردن این سیاست، می‌توان امیدوار بود که اقداماتی در زمینه رفع این محدودیت‌ها درحال انجام است. باید توجه کرد که بازار سرمایه در صورتی که تقویت شود، می‌تواند به عنوان یکی از ابزارهای مهم در کنار بانک‌ها، در تامین مالی بخش‌های مولد اقتصاد بسیار اثرگذار باشد و مشکلات فعالان این بخش‌ها را به حداقل برساند.


چاپ