کارگزاران صندوق بیمه عشایر و روستایی پاسخگو باشند

صندوق بیمه روستاییان و عشایر کشور در سال ۱۳۸۳ از سوی هیات وزیران تصویب و در سال ۱۳۸۴ تاسیس شد.

براساس آیین‌نامه صندوق اجتماعی بیمه روستاییان و عشایر که در دولت هشتم به تصویب رسید، روستاییان با هرسنی می‌توانستند زیر پوشش این صندوق قرار گیرند اما پس از مدتی صندوق بیمه روستاییان و عشایر بخشنامه‌ای را صادر کرد که براساس این بخشنامه، روستاییان مرد بالای ۵۵ سال و زنان بالای ۵۰ سال، دیگر نمی‌توانستند زیر پوشش بیمه این صندوق قرار گیرند که همین موضوع اعتراض‌های فراوانی را به دیوان عدالت اداری وارد کرد که با بررسی بخشنامه تصویب شده در دولت نهم، این دیوان، این بخشنامه را به دلیل زیر پوشش قرار نگرفتن تمام روستاییان در صندوق بیمه‌ای با رای شماره ۹۱۲ هیات عمومی دیوان عدالت اداری لغو کرد.
 بر این اساس روستاییان و عشایر می‌توانند با عضویت در این صندوق زیر پوشش قرار گرفته و پس از حداقل ۱۵سال سابقه، مشروط بر داشتن بالای ۶۵ سال سن مانند بیمه‌شدگان سازمان تامین اجتماعی و کارکنان دولت بازنشسته شده و به‌طور ماهانه مستمری دریافت کنند.
اما موضوعی که در این بین وجود دارد این است که در جامعه ما باوجود نهادها و قانون کارکرد نهادها، فرهنگ پاسخگویی وجود ندارد و نظارت در اجرای قانون ضعیف است، به‌گونه‌ای‌که روستاییان عضو این صندوق نسبت به حقوق خود بی‌اطلاعند و کسی هم پاسخگوی آنها نیست. اگر چه براساس مفادی از قانون مصوب مربوط به این صندوق نظیر: «ماده ۱۹ – میزان مستمری به‌شرح زیر می‌باشد:
 الف) میزان مستمری از کارافتادگی کلی، مستمری پیری و مستمری بازماندگان بیمه شده متوفی عبارتست از ۱/۳۵ میانگین درآمد مبنای محاسبه حق بیمه ظرف دو سال آخر پرداخت حق بیمه هر منطقه در سنوات پرداخت حق بیمه.
ب) در مورد مستمری‌بگیران از کارافتاده کلی و پیری، میزان مستمری قابل پرداخت به بازماندگان واجد شرایط معادل مستمری هنگام فوت خواهد بود.
پ) در هرحال میزان مستمری ازکارافتادگی کلی، پیری و مجموع مستمری دریافت مستمری بازماندگان نباید از ۲/۳ درآمد مقطوع مبنای محاسبه حق بیمه هر منطقه در سال استحقاق دریافت مستمری کمتر باشد.
ت) میزان مستمری‌های موضوع این آیین‌نامه‌ها هرسال مطابق با نرخ تورم اعلام شده توسط بانک مرکزی ایران ترمیم می‌شود.»
اما در عمل این مفاد در ذهن ذی‌نفع آن مجهول و در عمل مغفول مانده است. این شرایط در حالی است که به کرات گفته می‌شود که راه‌اندازی و تاسیس صندوق بیمه روستاییان و عشایر کشور راهی برای رفع تبعیض و فقر است و ذکر می‌شود که روستاییان در دو زمینه معیشت و سلامتی و دوران بیماری نباید هیچ‌گونه دغدغه‌ای داشته باشند و از اهداف مهم این صندوق قید شده است. اگرچه اذعان می‌شود که در شرایط فعلی باید ۳۲میلیون نفر روستایی در کشور می‌داشتیم که ۲۱میلیون نفر بیشتر در روستاها زندگی نمی‌کنند، چرا که ۹میلیون و ۵۰۰هزار نفر به حاشیه شهرها و ۵۰۰هزار نفر به درون شهرها مهاجرت کرده‌اند که این امر مانع توسعه روستاها و شهرهای هدف شده است، اما در عمل معلوم نیست این آگاهی‌ها چه جایگاهی در سیاستگذاری و عمل اجتماعی دارد! آیا قانونگذار در زمان تصویب نمی‌دانست فرد ۸۰ساله روستایی که عضو شده نمی‌تواند ۱۵سال حق بیمه پرداخت کند و انتظار دارد پس از پرداخت ۲ یا ۳سال حق بیمه، مستمری دریافت کند؟ و حال که با تمام تفاسیر افرادی که عضو شده و حق بیمه پرداخت کرده‌اند و هم‌اکنون از کارافتاده شده‌اند چه کسی باید به وضع آنان رسیدگی کند؟ این در حالی است که در مراجعه به کارگزاران هم جوابی دریافت نمی‌شود و کارگزاران هم پاسخ این موضوع را مربوط به استعلام از دستگاه‌های بالاتر می‌کنند. با توجه به گفته مدیرعامل صندوق که افراد بالای ۶۵ سال بازنشسته می‌شوند این افراد که غالبا بالای ۶۵سال سن دارند باید برای احقاق حق خود به کجا مراجعه کنند؟ ضمن اینکه نحوه و نوع ازکارافتادگی این افراد را چه کسی تعیین می‌کند؟ همچنین ایشان اعلام کرده‌اند کسی که توان پرداخت سهم خود را ندارد دولت مکلف است نسبت به پرداخت سهم وی اقدام کند. چگونه می‌شود شخصی به‌خاطر تاخیر در پرداخت حق عضویت خود و سپس در این مدت فوت کرده نباید مستمری به فرزندان بی‌سرپرست او پرداخت شود. واقعا چه کسی پاسخگوست؟

برزو صالحی - کارشناس اقتصادی


چاپ