تمرکز بر صادرات غیرنفتی

تمرکز بر صادرات غیرنفتی یکی از الزامات تحقق شعار جهش تولید است. یکی از کالاهای صادراتی ایران نیز از دیرباز فرش دستباف بوده و هست. آمارها نشان می‌دهد در سال ۹۸ صادرات فرش دستباف ایران از ۵۰۰ میلیون دلار سال ۹۷ به ۵۰ میلیون دلار کاهش یافته است.

با استناد به این آمار می‌توان گفت صادرات فرش دستباف به یک‌دهم مقدار پیشین رسیده است. نرخ تمام‌شده فرش به‌دلیل بالا بودن تعرفه ابریشم وارداتی و مواد اولیه دیگر زیاد است؛ بنابراین فرش ایرانی توان رقابت با فرش کشورهای دیگر را ندارد. تحریم و مشکلات برگشت ارز و قطع یارانه و مشوق‌های صادرتی ازسوی دولت هم به این معضل دامن زده است. تمام این موارد دست به‌دست هم داده‌اند تا تجار فرش را با مشکل جدی روبه‌رو کنند. برگشت ارز به‌طور عمده از طریق صرافی‌ها انجام می‌شود و این کار هزینه زیادی را به صادرکنندگان و تجار فرش تحمیل می‌کند. الزام بازگشت ارز صادراتی در حالی وجود دارد که تولیدکنندگان فرش در زمینه تهیه مواد اولیه، هزینه حمل‌ونقل و هزینه‌های دیگر نیز کمکی از دولت دریافت نمی‌کنند و تمام اقلام موردنیاز ازبازار آزاد تامین می‌شود، این در حالی است که تولیدکنندگان فرش دستباف در کشورهای دیگر نه‌تنها این مشکل را ندارند بلکه یارانه‌های حمایتی هم دریافت می‌کنند. این شرایط درحالی برای تولید و صادرات فرش دستباف ایجاد شده که زمانی همین کالا ارزآورترین قلم صادراتی بعد از نفت به‌شمار می‌رفت. طبق آمار ۲۵ تا ۲۷ درصد فرش دستباف ایران به بازار امریکا صادر می‌شد و امروز تقریبا بازار این کشور را از دست داده‌ایم. انبارهای صادرکنندگان در کشوری مانند آلمان پر از فرش بود و از آنجا به سایر نقاط دیگر صادر می‌شد. با این همه امروز چین، کویت و کانادا همچنان از مهم‌ترین بازارهای ما هستند؛ هرچند که حجم صادرات به این کشورها دیگر رقم قابل‌توجهی نیست.
علاوه بر مشکلات داخلی، این صنعت با مشکلات دیگری نیز مواجه است. به‌عنوان نمونه فرشی که صادر می‌شود ممکن است با سلیقه مردم کشور مقصد هماهنگ نباشد. در واقع بعضی فرش‌ها به‌منظور بازاریابی صادر می‌شوند و فروش آنها ممکن است ۶ ماه یا یک سال طول بکشد و احتمال فروش نرفتن هم وجود دارد. بازگرداندن فرش‌های صادرشده با مشکلاتی همراه است که زیان واردشده به صادرکننده را دوچندان می‌کند. در اصفهان شماری از تجار، فرش‌های فروش نرفته خود را بازگردانند و ۳ میلیارد جریمه شدند که البته با تشکیل شورای گفت‌وگو و بررسی موضوع این جریمه پرداخت نشد. اما همین موضوع باعث شد خیلی‌ها صادرات را رها کنند. در روند صادرات، فرشی که به فروش نرسیده باید از کانادا به کویت، امارات و قطر ارسال شود تا شاید در بازار این کشورها به‌فروش برسد و درنهایت درصورت نبود بازار، دوباره به کشور بازگردد اما قانون، بازگشت فرش را نوعی قاچاق می‌داند. برخی از تجار از سر ناچاری و بدهکاری، فرش‌های خود را با نرخ اندک فروختند و برخی نیز از این وضعیت سوءاستفاده کرده و فرش‌ها را ارزان خریدند و به سایر کشورها صادر کردند. به‌این‌ترتیب جایگاه فرش ایران تضعیف شد.
افزایش تعرفه واردات ابریشم از دیگر مشکلات این صنعت است. قرار بود تعرفه واردات ابریشم کاهش یابد اما نه‌تنها این اتفاق نیفتاد بلکه بیشتر هم شد. ابریشم تولید داخل برای فرش مناسب نیست. از طرف دیگر حجم تولید هم کافی نیست. برای افزایش قدرت رقابت فرش ایران به ابریشم وارداتی نیاز است اما مسئولان معتقدند کاهش تعرفه باعث فروش نرفتن ابریشم داخلی و بیکاری کارگران می‌شود. گرانی ابریشم نرخ تمام‌شده فرش را افزایش می‌دهد.
مجموع این دلایل شرایط را به سمتی کشاند که امروز چین بازار فرش را در اختیار گرفته است. اهمیت تبلیغات را هم نمی‌توان انکار کرد، اما دلیل موفقیت چین تنها تبلیغ گسترده نبود. دلیل اصلی موفقیت چینی‌ها پایین بودن نرخ مواد اولیه و هزینه تمام‌شده کالا است. قیمت تمام‌شده فرش صادراتی ایران نیز باید به‌گونه‌ای باشد که بتواند با فرش کشورهایی مثل پاکستان و ترکیه رقابت کند. گرانی مواد اولیه باعث شده بعضی بافندگان و تولیدکنندگان از مواد نامرغوب استفاده کنند و این امر اعتبار فرش ایرانی را زیر سوال می‌برد و شرایط را بدتر می‌کند.
برای نجات بازار صادراتی فرش دستباف ایران باید متولی مشخصی وارد میدان شود و قول دادن کافی نیست.
 باید نرخ تمام‌شده را کاهش داد، شرایط بازگشت فرش‌های صادراتی فروش نرفته را تسهیل کرد و برای حوزه فرش، یارانه اختصاص در نطر گرفت. در این صورت می‌توان از این منبع صادرات غیرنفتی درآمد قابل‌توجهی کسب کرد.
منوچهر طلایی - دبیر اتحادیه صادرکنندگان فرش اصفهان


چاپ