دلالی در لباس صنعت

یکی از مشکلات کشور در حوزه صنعت این است که مسئولان تصمیم‌گیر اقتصادی، اهلیت حرفه‌ای نداشته‌ و با در پیش‌گرفتن تبلیغ برای کمیت‌های آماری ایجاد صنایع، کوتوله‌پروری را رواج داده و واحدهای صنایع دارای محصولات مشابه را آن هم از نوع فناوری‌های پایین یا فناوری‌های متوسط پایین، تکرار کرده‌اند.

در زمان جنگ تحمیلی، مخالفان پیشرفت ایران، فهمیده‌ بودند که ایران توانایی مقاومت دارد، اما اکنون شاهد هستند که صنایع کشور فشل شده است. در دنیا فناوری صنایع طبق تقسیم‌بندی جهانی ۴ دسته است: ۱- صنایع با فناوری بالا ۲- صنایع با فناوری متوسط بالا ۳- صنایع با فناوری متوسط پایین ۴- صنایع با فناوری پایین.

دشمنان ایران از زمانی که تحریم را آغاز کردند، کاملا فهمیده بودند اقتصاد ما نه‌تنها در بخش تولید صنعتی در باتلاق واحدهای تکراری دسته‌های ۳ و ۴ قرار دارد، بلکه حتی در بخش خدمات یا بخش کشاورزی هم با چنین اهمال‌کاری‌هایی مواجه است. بیش از ۹۸ درصد صنایعی که در داخل کشور شکل گرفته، در دسته‌های ۳ و ۴ است، همه کشورهای اطراف ما هم کم‌و‌بیش همین کالاها را تولید می‌کنند. در ایران نتوانسته‌ایم از موقعیت طلایی جغرافیایی و استراتژیک کشور با ۱۵ همسایه هم‌مرز با واسطه و بی‌واسطه آب، بهره بگیریم. با وجود این ظرفیت، ما قادر نبودیم مقابله کنیم و آنها رویه عملکرد مسئولان تصمیم‌گیر و سیاست‌گذار اقتصادی ما را کاملا شناخته بودند و به‌صراحت گفتند اینها نتوانستند کاری کنند. پس اشتباه‌های خودمان بوده که ما را در این وضعیت قرار داده است. در زمان جنگ، به‌دلیل نبود کمک‌های خارجی و نیازهای مبرم و کمبودهای حیاتی که در کشورمان روی داد، یک‌سلسله صنایع اساسی در کشور به‌وجود آمد. به‌عنوان مثال، فولاد مبارکه در زمان جنگ تاسیس شد، هرچند در مکان اشتباه و بدون درنظر گرفتن ضروریات آمایش علمی سرزمین و به‌دلایل سیاسی منطقه‌ای و بر اثر نفوذ صاحبان قدرت منطقه‌ای در تصمیم‌گیری‌ها ایجاد شد و اکنون پیامدهای همین کارنابلدی‌ها دامن حوزه تمدنی اصفهان را گرفته است.

 یا برخی از صنایع مهم ابزارسازی را بدون اینکه فرصت قوام ‌یافتن به آنها بدهند با واردات بی‌رویه به نابودی کشیدند. این اقدامات به عمق تجربه صنعتی کشور افزود، اما این‌گونه فعالیت‌ها به شکل اصولی حمایت و پشتیبانی نشد بلکه، برعکس، فعالیت‌های مونتاژی رواج یافت.
ما در۷۰ سال گذشته، مراحل توسعه را درست درک و طی نکرده‌ایم، البته ناگفته نماند که عموم دولت‌هایمان، نه همه آنها، اراده‌ای هم برای توسعه‌یافتن نداشتند. در این‌باره مستندات ارائه می‌دهم البته این اطلاعات مربوط به آمارهایی است که وزارت صنعت، معدن و تجارت در ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ روی سایت خود قرار داده بود.

 باور نمی‌کنید که ۴۵۳ واحد آبمیوه‌گیری دارای پروانه بهره‌برداری داریم و ۵۸۰ واحد هم در دست اجراست یا مثلا ۷۶ واحد سیمانی دارای پروانه بهره‌برداری و ۶۸ واحد در دست اجرا، همین‌طور۱۲۰ واحد ماشین‌ لباسشویی و ظرفشویی دارای پروانه بهره‌برداری و ۸۸ واحد در دست اجرای دیگر، یا ۱۲۳۸ واحد فرآورده‌های لبنی دارای پروانه بهره‌برداری و ۶۹۰ واحد در دست اجرا، همچنین ۱۴۷ واحد تولیدی کالباس و سوسیس دارای پروانه بهره‌برداری و ۱۷۷ واحد در دست اجرا داریم. این رشته سر دراز دارد که حاکی از نبود هیچ منطق عقلانی بر آن است. از این قبیل واحدهای تکراری که صرفا به‌دلیل رعایت ‌نکردن موضوع بسیار مهم صرفه مقیاس، باعث نداشتن توانایی هزینه در بخش تحقیق و توسعه و بومی‌سازی‌کردن فناوری شده و در نهایت تبدیل به واحدهای صرفا مونتاژکار(به واقع می‌شود گفت دلالی در لباس صنعت و آتش‌زدن بر ثروت ملی) شده‌اند، در اقتصاد ایران بسیار است.
 آیا این وضعیت، منافع بلندمدت و میان‌مدت جامعه را دربر دارد؟ مسلما نه. این شرایط محصول افق ژرف‌اندیشی نیست و به احتمال زیاد تنها هدف آن عوام‌گرایانه و ساختن آمار تصنعی، مسئولان اقتصادی کشور است. به همین دلیل می‌گویم به نظر می‌رسد بسیاری از مسئولان اقتصادی در ایران اهلیت حرفه‌ای ندارند و هنوز هم همین شیوه انتخاب رایج است.


سیدمحمد بحرینیان -  پژوهشگر حوزه توسعه صنعت


چاپ