ضرورت نگاه کلان در تامین مسکن

اگر کسی بر اساس دیده‌ها و شنیده‌ها یا بر اساس برآوردهای شخصی آمار و ارقامی را ارائه و با استناد به آن نتیجه‌گیری کند، بی‌شک خانه‌ای را روی آب بنا کرده است که پایه و اساس محکم و استواری ندارد. اگر تهیه مسکن برای اقشار یک جامعه، صرفا با نگاهی مبتنی بر تهیه مسکن، آن هم به هر شکل و در هر ابعاد و تحت هر شرایطی باشد، منطق درست و کارآمدی نخواهد بود. نیاز به تهیه مسکن زمانی در یک جامعه شکل می‌گیرد که تقاضا یا همان جمعیت ساکن در جامعه افزایش یابد. یکی از دلایل افزایش جمعیت در یک شهر یا کلانشهر مهاجرت از شهرهای کوچک به کلانشهرها است، در چنین مواقعی مدیران ارگان‌های مسئول در این بخش به فکر تهیه مسکن برای مهاجران به شهرهای بزرگ می‌افتند. این نگاه، نگاه درستی نیست.
این که تصور کنیم جمعیت به هر اندازه که می‌تواند افزایش پیدا کند و سپس به فکر تهیه مسکن برای آن باشیم، سیاست صحیح و درستی نیست. برای مثال اگر وزارت بهداشت تنها به فکر ارائه خدمات درمانی بدون در نظر گرفتن عوامل بیماری‌زا در یک جامعه باشد، به این معنا که موضوع درمان را پیش از پیشگیری در اولویت خدمات خود قرار دهد، ناگهان با سیل عظیمی از بیماری‌ها مواجه خواهد شد که توان مقابله و درمان آنها را ندارد؛ بنابراین باید پیشگیری را در اولویت برنامه‌های خود قرار دهد.
جمعیت و تامین مسکن نیز مصداق همین موضوع می‌تواند باشد. زمانی که ما تنها به فکر تامین مسکن بدون در نظر گرفتن علل و عوامل رشد جمعیت در یک شهر باشیم، در زمان کوتاهی با معضلات بی‌شماری مواجه خواهیم شد. اصولا در این زمینه ابتدا باید موضوعات زیادی مورد بررسی قرار گیرد؛ این که چرا شهری مانند تهران که گنجایش بیش از ۵میلیون جمعیت را ندارد، باید پذیرای جمعیت ۱۲میلیونی باشد؟ چرا جمعیت معمولا در شهرهای بزرگ متمرکز می‌شود؟ چه اتفاقی در شهرهای کوچک رخ می‌دهد که مردم به سمت شهرهای بزرگ مهاجرت می‌کنند؟ این شهرهایی که برای تامین مسکن آن برنامه‌ریزی می‌شوند، تا چه اندازه پذیرش این جمعیت را دارند؟ آیا این شهرها از نظر تجهیزات زیربنایی، اکولوژی، زیست‌محیطی، آب‌وهوایی و... توانایی ارائه خدمات به جمعیت ساکن در خود را دارند؟ سوالاتی است که باید به آن پاسخ داده شود.
به نظر می‌رسد تا زمانی که پاسخ درستی برای این سوالات وجود نداشته باشد، نمی‌توان به فکر تامین مسکن برای افراد چنین جامعه‌ای بود. بنابراین ضروری است در ابتدا پیشگیری از افزایش جمعیت در کلانشهرهای مورد نظر مسئولان قرار گیرد و از آنجایی که موضوع مسکن در حیطه فعالیت چند وزارتخانه است، بنابراین می‌توان گفت که مسکن یکی از مواردی است که با مسائل کلان کشور در ارتباط مستقیم قرار دارد و نگاه غیرکلان به این بخش و اظهار نظر در مورد آن، تنها یک نگاه و اظهار نظر عامیانه است.
 آنچه درحال‌حاضر در کشور ما به عنوان نیاز و تامین مسکن مطرح می‌شود، اگر بدون در نظر گرفتن موارد ذکر شده باشد، منجر به هدر رفت سرمایه ملی خواهد شد؛ نمونه بارز این مسئله در پروژه مسکن مهر قابل استناد است. برای حل معضل مسکن در یک شهر یا کشور ابتدا باید تعادل جمعیتی در شهرها برقرار شود. میزان پذیرش جمعیت در یک شهر بر اساس توان و قابلیت آن باشد. فرض کنید اکنون تهران جمعیتی در حدود ۵ یا ۶ میلیون نفر را در خود جای داده باشد؛ آیا ترافیک، مشکل آلودگی هوا، مشکلات زیست‌محیطی، معضلات اجتماعی و... به خودی خود حل خواهد شد؟ آیا بهتر نیست به جای تامین مسکن برای مهاجران در تهران، زیرساخت و زمینه زندگی برای این افراد در شهرهای خود فراهم شود؟ به یقین اگر این افراد در زادگاه امکانات لازم را برای سکونت و زندگی سکونت داشته باشند، ناچار به مهاجرت به کلانشهرها نیستند. از این روست که گفته می‌شود، تامین مسکن باید از نگاه کلان دیده شود.

علیرضا سرحد - رییس هیات مدیره انجمن صنفی مهندسان ساختمان


چاپ