الگو بگیریم اما درست

کشورهای صنعتی چگونه از صنعت بومی خود دفاع می‌کنند؟ این پرسش اساسی است که می‌تواند برای کشورهایی مانند ایران راهگشا باشد.


نیازسنجی، شناسایی صاحبان فناوری خارجی و کارفرمایان داخلی، تهیه طرح چگونگی انتقال دانش فنی به کشور، نحوه سرمایه‌گذاری و تامین مالی، زمان‌بندی و ایجاد امکانات تحقیق و توسعه از مهم‌ترین ارکان فرآیند استفاده حداکثری از توان طراحی و مهندسی ساخت داخل است که با سیاست‌های تشویقی می‌توان به نتیجه مورد انتظار در تولیدات صنعتی به‌ویژه در قطعه‌سازی دست یافت.
در کشورهای صنعتی مدیران بالادست یک واحد تولیدی را تنها یک شغل نمی‌بینند، بلکه محاسبه می‌کنند که دستاوردها و تاثیرات جانبی آن چیست؟ به‌طور قطع، اگر پس از سنجش، دستاوردهای مثبت زیادی به همراه داشته باشد سود آن نصیب کل کشور می‌شود و به حمایت نیاز دارد.
برای ارتقا و موفقیت صنعت کشور می‌توان از برخی الگوهای تجربه‌شده در سایر کشورها بهره گرفت. کشورهایی که در عرصه تولید، اقتصاد و ارتباطات بین‌المللی موفق عمل کرده‌اند. آزمون و خطا، انرژی و زمان را از صنعتگر می‌گیرد و در نهایت در مسیری که گام نهاده راه به‌جایی نمی‌برد زیرا علوم به سرعت در حال پیشرفت هستند و به همان نسبت فناوری‌ها در حال نو شدن است. در حالی که پیامدهای منفی آزمون و خطا سایر حوزه‌های غیرصنعتی را هم تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و ممکن است آسیب‌های اجتماعی زیادی به‌دنبال داشته باشد. الگوگیری هم مدیریت می‌خواهد اینکه بتوان با سنجش درست نیازها و مشخصات کشور، بهترین شیوه را برای حرکت‌های تولیدی در صنعت انتخاب کرد.
به‌طور معمول الگوبرداری در حوزه علوم انسانی، گرفتن بخشی و حذف بخشی دیگر بود از این‌رو، نه تنها به نتیجه مورد انتظار دست نیافتیم که به بیراه رفتیم؛ بنابراین برای الگوگیری هم باید درست عمل کرد.
فاطمه امیراحمدی / روزنامه‌نگار



چاپ