امنیت انرژی اولویت سرمایهگذاری صنایع شود
نوید هدایتیفر- کارشناس انرژی

صنایع بزرگ باید بخشی از منابع خود را به ایجاد امنیت انرژی اختصاص دهند و ایجاد مخازن ذخیرهسازی گاز را به یک جزء ثابت از برنامه سرمایهگذاری خود تبدیل کنند. چنین تغییری، رویکرد صنایع را از انتظار برای جبران خسارت پس از وقوع بحران به سمت پیشگیری و مدیریت ریسک سوق میدهد؛ مسیری که میتواند هم استمرار تولید و اشتغال را تقویت کند و هم هزینههای اقتصادی ناشی از ناترازی گاز را کاهش دهد.
ناترازی گاز در سالهای اخیر به یکی از مهمترین ریسکهای پیشروی صنایع بزرگ کشور تبدیل شده است؛ ریسکی که آثار آن تنها به کاهش یا توقف موقت تولید محدود نمیشود و میتواند زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی را بهدنبال داشته باشد. در فصل سرد سال، محدودیت دسترسی صنایع به گاز، ظرفیت تولید واحدهای صنعتی را کاهش داده و در برخی موارد موجب اختلال در زنجیره تأمین و افزایش هزینههای تولید میشود. بر اساس رقم مطرحشده درباره عدمالنفع سالانه صنایع از ناترازی گاز در زمستان، این زیان بیش از ۲۰ میلیارد دلار برآورد میشود؛ بنابراین حتی جلوگیری از بخشی از این خسارت نیز میتواند توجیه اقتصادی قابلتوجهی برای سرمایهگذاری در امنیت انرژی ایجاد کند.
در چنین شرایطی، ذخیرهسازی گاز نباید صرفا به عنوان یک پروژه زیرساختی یا مسئولیتی بر عهده دولت دیده شود، بلکه باید به یکی از محورهای سرمایهگذاری صنایع بزرگ تبدیل شود. منطقی است صنعتی که میلیاردها دلار ظرفیت تولید، تجهیزات و سرمایه در اختیار دارد، برای استمرار فعالیت خود در برابر یک ریسک جدی انرژی نیز سرمایهگذاری کند. اگر هزینه ایجاد ظرفیت ذخیرهسازی و تأمین گاز در دورههای اوج مصرف، در مقایسه با خسارت ناشی از توقف تولید و از دست رفتن بازارها قرار گیرد، اهمیت اقتصادی این سرمایهگذاری روشنتر خواهد شد. در واقع ذخیرهسازی گاز نوعی بیمه برای استمرار تولید است؛ با این تفاوت که به جای پرداخت هزینه پس از وقوع بحران، منابع برای پیشگیری از بحران هزینه میشود.
صنایع بزرگ باید در مواجهه با ناترازی گاز، از رویکرد صرفا مطالبهگرانه فاصله بگیرند. مطالبه تأمین پایدار انرژی از دولت موضوعی طبیعی است، اما در کنار آن، خود صنایع نیز باید سهم مشخصی در مدیریت ریسک انرژی خود داشته باشند. تکرار سالانه گلایهها درباره محدودیت گاز و برآورد خسارتهای سنگین، بدون حرکت جدی به سمت ایجاد ظرفیت ذخیرهسازی، نمیتواند مسئله را به شکل پایدار حل کند. اگر صنایع بخشی از منابع خود را برای ایجاد مخازن ذخیرهسازی، مشارکت در پروژههای ذخیرهسازی یا قراردادهای بلندمدت تأمین گاز اختصاص دهند، بخشی از ریسک ناشی از ناترازی فصلی قابل مدیریت خواهد شد و وابستگی تولید به تصمیمات اضطراری در ماههای سرد کاهش پیدا میکند.
امنیت انرژی برای صنایع بزرگ همانند تأمین مالی، مواد اولیه و دسترسی به بازار، یکی از پیششرطهای استمرار فعالیت اقتصادی است. بنابراین همانطور که بنگاههای بزرگ برای توسعه ظرفیت تولید، خرید تجهیزات و افزایش صادرات سرمایهگذاری میکنند، باید برای تضمین دسترسی پایدار به انرژی نیز برنامه مشخص داشته باشند. ایجاد ظرفیت ذخیرهسازی در کنار مدیریت مصرف، بهینهسازی تجهیزات و استفاده از فناوریهای کممصرف میتواند مجموعهای از راهکارهای مکمل برای کاهش آسیبپذیری صنایع در برابر ناترازی باشد. این رویکرد همچنین میتواند به شکلگیری بازار جدیدی برای سرمایهگذاری در زیرساختهای ذخیرهسازی گاز و مشارکت بخش خصوصی در پروژههای انرژی منجر شود.
البته حل ناترازی گاز تنها با سرمایهگذاری صنایع محقق نمیشود و دولت نیز باید همزمان سیاستهای مدیریت مصرف، کاهش هدررفت شبکه و بهینهسازی مصرف در بخش خانگی و تجاری را با جدیت دنبال کند. در فصل زمستان، افزایش مصرف بخش خانگی میتواند فشار مضاعفی بر شبکه وارد کند و محدودیت عرضه به صنایع را تشدید کند. بنابراین، اصلاح الگوی مصرف و کاهش اتلاف گاز در کنار توسعه ذخیرهسازی صنعتی، دو مسیر مکمل برای مدیریت ناترازی هستند. هرچه مصرف غیرضروری کاهش یابد و ظرفیت ذخیرهسازی افزایش پیدا کند، امکان تأمین پایدارتر گاز برای واحدهای تولیدی و کاهش شوکهای فصلی نیز بیشتر خواهد شد.
صنایع باید برای تداوم تولید سرمایهگذاری کنند
در نهایت، ناترازی گاز را نمیتوان هر سال با نسخههای موقت و تصمیمات اضطراری مدیریت کرد. وقتی رقم عدمالنفع صنایع از محدودیت گاز در مقیاس دهها میلیارد دلار مطرح میشود، سرمایهگذاری برای جلوگیری حتی از بخشی از این زیان، میتواند از منظر اقتصادی قابل دفاع باشد. صنایع بزرگ باید بخشی از منابع خود را به ایجاد امنیت انرژی اختصاص دهند و ذخیرهسازی گاز را به یک جزء ثابت از برنامه سرمایهگذاری خود تبدیل کنند. چنین تغییری، رویکرد صنایع را از انتظار برای جبران خسارت پس از وقوع بحران به سمت پیشگیری و مدیریت ریسک سوق میدهد؛ مسیری که میتواند هم استمرار تولید و اشتغال را تقویت کند و هم هزینههای اقتصادی ناشی از ناترازی گاز را کاهش دهد.