هر چه بکاری همان را درو میکنی
ناصر بزرگمهر - نویسنده و روزنامهنگار
به نام او که هرچه بخواهد همان میشود
یکی از پژوهشگران حوزه مردمشناسی، که برای تحقیق به افریقا سفرکرده بود، روزی در یکی از قبایل به تعدادی از بچههای بومی، یک بازی را پیشنهاد کرد.
او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت هر کسی که زودتر به سبد برسد، آن میوههای خوشمزه را برنده میشود.
هنگامی که فرمان دویدن داده شد، آن بچهها ندویدند، آنها دستان یکدیگر را گرفتند و با هم دویدند و در کنار درخت خوشحال به دور آن سبد میوه نشستند.
پژوهشگر که از رفتار بزرگ منشانهی بچهها هاج و واج مانده بود، علت این رفتار آنها را پرسید و گفت: درحالی که یک نفر از شما میتوانست به تنهایی همه میوهها را برنده شود، چرا از هم جلو نزدید؟
آنها گفتند: اوبونتو
پژوهشگر معنای (اوبونتو) را پرسید و آنها گفتن که (اوبونتو) به این معنی است که: "چگونه یکی از ما میتواند خوشحال باشد، در حالی که دیگران ناراحتند"؟
اوبونتو در فرهنگ افریقایی ژوسا به این مفهوم است که من هستم، چون ما هستیم، خوبى را براى همه بخواهید تا اثرش به خودتان برگردد.
به عبارت دیگر، شاید (اوبونتو) افریقایی همان مفهوم (کارما) آیینهای شرقی هندوییسم و بودیسم است، در دنیا همه چیز مثل یک پژواک عمل میکند، همان که دراسلام، نتیجه اعمال خوب و بد انسان است و در بیشتر مذاهب هم پر رنگ دیده شده است.
واژه کارما از زبان سانسکریت گرفته شده و به معنای «عمل» یا «کردار» است. اما کارما تنها به انجام یک عمل محدود نمیشود؛ بلکه به این باور اشاره دارد که هر اندیشه، سخن و رفتاری که از انسان سر میزند، پیامدی به همراه دارد. بسیاری از مردم، کارما را نوعی قانون جهانی میدانند که بر اساس آن، انسان نتیجه اعمال خود را دیر یا زود تجربه میکند.
البته کارما تنها به پاداش و مجازات ساده محدود نیست. در بسیاری از فلسفهها، کارما به رشد روح و آگاهی انسان نیز مرتبط است.یعنی انسان ازطریق تجربه پیامد اعمال خود، به شناخت عمیقتری از زندگی میرسد.
در آیین هندو، کارما نقش اساسی در چرخه تولد دوباره دارد و باور بر این است که اعمال انسان در زندگی کنونی، سرنوشت او را در زندگیهای آینده تعیین میکند.
کارما در هندوییسم یعنی هرعمل، نیت و حتی فکر انسان اثری ایجاد میکند که دیر یا زود به خود او باز میگردد.این بازگشت ممکن است درهمین زندگی یا در تولدهای بعدی رخ دهد.کارما با مفاهیمی مثل: تناسخ(باززایی)، دارما(وظیفه و نظم اخلاقی)، موکشا(رهایی) پیوند دارد.
در بودیسم نیز کارما اهمیت فراوانی دارد، اما تأکید اصلی بر نیت انسان است، یعنی تنها خود عمل مهم نیست، بلکه انگیزه پشت آن نیز در شکلگیری کارما نقش دارد. دربودیسم کارما بیشتر به «نیت» وابسته است.ممکن است دو نفر یک کار مشابه انجام دهند اما به دلیل تفاوت نیت، کارمای متفاوتی داشته باشند. بودیسم معمولاً بر این تأکید دارد که رنج نتیجه وابستگی و نادانی است، و انسان میتواند با آگاهی و سلوک ذهنی از چرخه کارما رها شود
با وجود ریشه شرقی، مفهوم کارما، امروزه در فرهنگهای مختلف جهان شناخته شده است. بسیاری از افراد حتی بدون وابستگی مذهبی، به این باور دارند که هر چه بکاری، همان را درو خواهی کرد.
خیلیها معتقدند که کارما میتواند به انسان امید بدهد. زمانی که فرد با بیعدالتی روبهرو میشود، این باور ممکن است به او آرامش دهد که هیچ عملی بدون نتیجه باقی نمیماند.
اما بعضی تصور میکنند (کارما) نوعی انتقام فوری جهان است؛ در حالی که در فلسفه اصلی(کارما) فرآیندی پیچیده و بلندمدت محسوب میشود.گاهی پیامد اعمال انسان بلافاصله دیده نمیشود وممکن است در آینده آشکار گردد.
ازسوی دیگر، نباید(کارما) را بهانهای برای قضاوت دیگران دانست. مشکلات و رنجهای انسانها همیشه نتیجه مستقیم رفتارهای گذشته آنان نیست و زندگی عوامل گوناگون و پیچیدهای دارد.
کارما مفهومی عمیق درباره ارتباط میان اعمال انسان و پیامدهای آن است. این ایده انسان را به مسئولیت پذیری، اخلاقمداری وتوجه به تأثیر رفتارهایش دعوت میکند.چه کارما را یک دستور مذهبی یاقانون معنوی و یا یک اصل روانشناختی بدانیم، این مفهوم یادآور آن است که رفتارما میتواند آینده خود ودیگران را شکل دهد.
در کارما، اعمال انسان بهصورت یک قانون طبیعی و خودکار باعث پیامدهای بعدی میشود، درست است که مفهوم(کارما) بهصورت دقیق و فنی بیشتر به ادیان هندی تعلق دارد، اما ایده «نتیجه اعمال انسان» تقریباً در همه ادیان دیده میشود. زیرا تقریبا همه ادیان به نوعی قبول دارند که در جهان نوعی نظم اخلاقی ذاتی وجود دارد. در نتیجه تقریباً همه ادیان میگویند«اعمال انسان بینتیجه نیست» اما فقط برخی ادیان آسیایی این ایده را به شکل نظاممندِ «کارما و تناسخ» مطرح میکنند.
(کارما) در زرتشت، مسیحیت، اسلام و سایر مذاهب هم وجود دارد.
در «اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک» فرهنگ دیرینه ایرانی و زرتشت هم اعمال انسانی، پیامد معنوی دارند. و نتیجه اعمال بیشتر در چارچوب داوری الهی و نبرد خیر و شر فهمیده میشود، نه بهصورت یک قانون خودکار کیهانی مانند کارما در هندوئیسم، و در پایان جهان، مفهوم داوری نهایی و رستاخیز وجود دارد.
در مسیحیت هم اعمال انسان مهماند و گناه و نیکی پیامد دارند، اما نجات فقط نتیجه قانون مکانیکی اعمال نیست؛ بلکه فیض و رحمت خدا نیز نقش اساسی دارد، در مسیحیت هم تناسخ پذیرفته نمیشود و انسان یک زندگی دارد و سپس داوری الهی شکل میگیرد.
دراسلام، پاداش و مجازات به اراده و عدالت خداوند مربوط است، و جزاء عمل هر کاری نتیجهای دارد. قرآن میگوید: هرکس ذرهای نیکی و بدی کند، نتیجه آن را میبیند و ثواب وگناه اعمال خوب و بد ثبت میشوند و دنیا محل گذر و آزمون است و نتیجه بعضی پیامدها در همین دنیا و بعضی در آخرت دیده میشوند. و به همین دلایل توبه وجود دارد و برخلاف کارمای کلاسیک، در اسلام، انسان میتواند با توبه واقعی، بخشش الهی دریافت کند و سرنوشت معنویاش را تغییر دهد.
در نگاه اسلامی، ظلم، دروغ، یا آزار دیگران میتواند اثر منفی در زندگی فرد و جامعه داشته باشد و کمک، گذشت و نیکی میتواند برکت و آرامش بیاورد. اما این رابطه همیشه فوری یا قابل مشاهده نیست؛ چون آزمون، تقدیر و حکمت الهی هم مطرحاند، بنابراین میتوان گفت اسلام به «اثر اخلاقی اعمال» باور دارد و هر عمل را دارای پاداش یا عقاب میداند و نیت اهمیت اساسی دارد و عدالت الهی محور اصلی است.
در اسلام اعمال خوب و بد ثبت میشوند، و انسان مسئول انتخابهای خود است، اما سرنوشت نهایی تحت اراده و رحمت خداوند است.
در هرصورت و با هر اعتقادی(کارما) را میتوان قانون علت و معلول در زندگی دانست. بر اساس این دیدگاه، انرژی که انسان به جهان میفرستد، به شکلی مشابه به او بازمیگردد. اگر فردی بامهربانی، صداقت و عدالت رفتار کند، نتایج مثبت دریافت خواهد کرد و اگر با خشونت، فریب یا نفرت عمل کند، پیامدهای منفی نصیبش میشود.
باور به (کارما) میتواند تأثیر مثبتی بر رفتار انسان داشته باشد. فردی که معتقد است اعمالش پیامد دارند، معمولاً مسئولیتپذیرتر رفتار میکند. چنین فردی تلاش میکند با دیگران با احترام برخورد کند، از آسیب رساندن به دیگران بپرهیزد و در تصمیمهای خود اخلاق را در نظر بگیرد.
کاش یک روز همه ما آدمها اینطوری باشیم و (به هر چه بکاریم، همان را درو کنیم) از ته دل باور داشته باشیم.