چند سناریو از آینده مناقشه تایوان

عرفان حمزه ـ پژوهشگر اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
تایوان در دهههای اخیر به یکی از حساسترین نقاط ژئوپلتیکی جهان بدل شده است؛ نهفقط بهدلیل مناقشه دیرینه سیاسی با چین (بعد از جنگ جهانی دوم)، بلکه بهویژه بهدلیل نقش منحصربهفردش در صنعت نیمههادی و تولید تراشههای پیشرفته که واجد اهمیت تعیینکننده در صنایع تکنولوژیک هستند. تایوان، بهویژه از طریق شرکتهایی مانند TSMC، بخش تعیینکنندهای از تراشههای پیشرفته جهان را تولید میکند و ستونفقرات فناوریهای حیاتی نظیر هوشمصنوعی، گوشیهای هوشمند، تجهیزات نظامی، صنایع خودرو و زیرساختهای دیجیتال بهشمار میرود. این وابستگی جهانی به تراشههای تایوان مفهومی را شکل داده که از آن با عنوان «سپر سیلیکونی» یاد میشود؛ به این معنا که اهمیت اقتصادی و فناورانه تایوان خود به عامل بازدارندهای در برابر اقدام نظامی مستقیم تبدیل شده است.
از منظر تاریخی، چین تایوان را بخشی از قلمرو خود میداند و اصل «چین واحد» را خط قرمز هویتی و سیاسی خویش میشمارد. با این حال، واقعیت موجود این است که تایوان عملا دارای ساختار سیاسی مستقل و نظام اقتصادی پویا است و هرچه نقش آن در فناوری جهانی پررنگتر میشود، موضوع تایوان از یک مسئله صرفا سیاسی به یک نقطه تمرکز قدرت جهانی تبدیل میشود. در سالهای اخیر چین فشارهای سیاسی، دیپلماتیک و نظامی خود را افزایش داده و با رزمایشها و تهدیدهای آشکار، راهبرد فشار مستمر را دنبال کرده است. در مقابل، تایوان نیز با حمایت ضمنی و گاه مستقیم امریکا و شرکای منطقهای، در پی تقویت بازدارندگی و کاهش وابستگی اقتصادی به چین است.
تنش تایوان بخشی از پازل بینالملل
این وضعیت با رقابت گستردهتر چین و ایالات متحده در حوزه فناوری پیوند خورده است. امریکا تلاش میکند وابستگی جهان به تایوان و بهتبع آن، حوزه نفوذ چین را کاهش دهد و با حمایت از تولید داخلی و انتقال بخشی از ظرفیت تولید، توازن جدیدی ایجاد کند. این سیاستها از سال ۲۰۱۷ در اسناد بالادستی امریکا «بایدن ـ هریس» دیده شد. با قدرتگیری دونالد ترامپ در ایالاتمتحده و تاکایچی در ژاپن، در سال ۲۰۲۵ شاهد افزایش تنش در جزیره تایوان بودیم. عمده سیاستهای پیگیریشده نشان میدهد که هژمونی امریکا و متحدانش سعی در ایجاد تقابلی ملموستر با چین دارد. اما حتی با این اقدامات، جایگزینی واقعی ظرفیت تایوان در کوتاهمدت ممکن نیست؛ زیرا فناوری، سرمایه انسانی و شبکه تامین مرتبط با صنعت نیمههادی تایوان حاصل دههها سرمایهگذاری و تجربه است. تایوان توانسته با تبدیل شدن به یک «اکوسیستم تراشه» بشود و خود را بهعنوان کشوری مهم در زنجیره تامین اقتصاد جهانی نشان داده است. بسیاری از غولهای تکنولوژی نظیر سامسونگ و اپل در ارتباط کلیدی با صنایع تراشه تایوان هستند. بیشک چالشهای ژئوپلتیک و ژئواکونومیک در این ابرشرکتها احساس شود. این موضوع بازار محصولات این شرکتهارا تحتالشعاع قرار خواهد داد و بر سبد اقتصاد دیجیتال اقتصاد جهانی اثر خواهد گذاشت.
سناریوهای محتمل؛ استخوان لای زخم
اگر بحران میان چین و تایوان به مرحلهای برسد که تولید یا صادرات تراشههای تایوان مختل شود، پیامدهای اقتصادی و صنعتی گستردهای بهدنبال خواهد داشت. در سناریوی تنش کنترلشده، جهان با افزایش نرخ تراشهها، کمبود مقطعی و نوسان بازارها مواجه میشود. در سطح شدیدتر، صنایع کلیدی مانند خودرو، فناوریهای مصرفی و هوشمصنوعی دچار بحران جدی خواهند شد و اقتصاد جهانی با شوک تورمی و رکود احتمالی روبهرو میشود. در بدترین سناریو یعنی توقف کامل تولید تایوان، جهان با بحرانی مواجه خواهد شد که از نظر تاثیرگذاری با شوک نفتی دهه 70 قابلمقایسه است؛ اما عمیقتر و ساختاریتر. بههمیندلیل، مناقشه چین و تایوان دیگر مسئلهای منطقهای نیست، بلکه گرهگاهی است که سرنوشت فناوری، اقتصاد جهانی و نظم قدرتهای بزرگ به آن وابسته است. همین واقعیت احتمال وقوع جنگ تمامعیار را کاهش میدهد، اما در عین حال این منطقه را به یکی از شکنندهترین نقاط جهان تبدیل کرده است؛ جایی که هر تغییر کوچک میتواند پیامدهای بزرگ جهانی داشته باشد.
اگرچه درگیری نظامی تمامعیار در حال حاضر بعید بهنظر میرسد، اما چین با رویکرد مدیریت تنش میتواند بر اقتصاد جهانی اثر خود را حفظ کند. هر افزایش تنش میتواند نرخ بیمه و حملونقل کالاها را افزایش دهد و این مهم منجر به کاهش قدرت خرید مصرفکننده منجر میشود.
با اینکه ایران روابط بسیار محدود تجاری و سیاسی با تایوان دارد، اما تحتتاثیر بازار جهانی کالاهای الکترونیک قرار خواهد گرفت. باتوجه به شرایط حال حاضر اقتصادی کشور، نرخ بالای ارز و وارداتی بودن محصولات «هایتک» این تنش با شدت بیشتری در ایران حس خواهد شد.