-

غفلت از مدیریت مهاجرت

ناصر ذاکری- تحلیلگر و کارشناس مسائل اقتصادی

ی ۹

در حال ‌حاضر اگر تهران با تقاضای بالای خرید و اجاره مواجه است، به‌علت حجم مهاجرت بالاست. در چنین شرایطی طبیعی است توازن بین عرضه و تقاضا بهم بریزد و به گرانی و التهاب بازار مسکن دامن بزند. شاهد آن هستیم طی ۷۰ سال گذشته مهاجرت به کلانشهرها مدیریت نشده و فقط به ایجاد شهرک‌های اقماری بسنده کرده‌اند.

برای اینکه تاثیرات مهاجرت بر بازار مسکن را مهار کنیم، باید یک نسخه ترکیبی شامل مجموعه‌ای از سیاست‌گذاری‌ها به‌کار برد و با یک نسخه نظیر اعطای وام مسکن و زمین رایگان به روستانشین‌ها اتفاقی نخواهد افتاد.

ریشه مهاجرت به کلانشهرهایی نظیر تهران را باید در نبود امکاناتی نظیر مراکز درمانی آموزشی و شغلی در روستاها جست‌وجو کرد. بنابراین تا زمانی که ضعف‌های زیرساختی در روستاها برطرف نشود، نباید انتظار داشت روند مهاجرت معکوس شود.

طی چند دهه گذشته شاهد مهاجرت از روستاها به کلانشهرها بودیم، به‌طوری‌که جمعیت در شهرهای بزرگ با سرعت بالایی افزایش یافت، براساس آمار منتشرشده، جمعیت ایران از سال ۱۳۱۸ تا ۱۳۵۵ سالانه بالای ۶ درصد رشد کرده است و زمانی که مهاجرت به تهران دشوار شد، روستاییان به شهر کرج هجوم بردند.

اگر دولت قصد دارد، جلوی مهاجرت به تهران را بگیرد، باید اقتصاد مولد در شهرهای کوچک ایجاد کند. فقط در چنین شرایطی، روستانشین‌ها تمایلی به مهاجرت به تهران نخواهند داشت، چراکه درآمدشان بالاتر می‌رود و هزینه زندگی‌شان پایین‌تر خواهد آمد.

رشد حاشیه‌نشینی

طی چند سال گذشته به‌دنبال افزایش نرخ اجاره و مسکن، شاهد آن هستیم که مهاجرت به حاشیه شهرهای بزرگ بسیار بالا رفته است، به‌طوری‌که شهرهای اقماری به خوابگاه تبدیل شده‌اند. در واقع فرد شغل خود را در کلانشهرهای حفظ می‌کند، اما برای سکونت به حاشیه شهرها می‌رود. به‌همین‌دلیل طی سال‌های گذشته شاهد افزایش دوچندان حاشیه‌نشینی بودیم که موجب شده است فرهنگ تهران دستخوش تغییر شدیدی شود. در چنین شرایطی، با پیاده‌سازی یک سیاست، بازار مسکن نجات نمی‌یابد، بلکه مجموعه‌ای از سیاست‌گذاری‌ها را نیاز دارد.

راهکاری که پشت‌گوش انداخته شد

ابتدای دهه ۵۰ یک شرکت فرانسوی درباره آمایش سرزمین مطالعاتی ارائه داد، مبنی بر اینکه باید برای رفع محدودیت‌های آبی به شهرهای ساحلی جنوب کشور مهاجرت کرد. متاسفانه از این سیاست نه‌تنها در رژیم سابق بلکه در بعد از انقلاب هم استقبال نشد و حالا شاهد تاکید کارشناسان بر لزوم مهاجرت به شهرهای سواحل جنوب کشور و زمزمه رئیس‌جمهوری مبنی بر انتقال پایتخت به جنوب کشور هستیم. اگر چنین سیاستی پیاده شده بود، درحال‌حاضر تهران با کمبود آب و چالش‌های دیگر مواجه نبود.

زمانی که جمعیت در شهرهایی نظیر تهران و کرج بالا رفت، دست به ایجاد شهر پرند زدند که هزینه توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل را به دولت تحمیل کرد. از سوی دیگر، ترافیک بالای جاده‌ای به‌دنبال داشت. در دوره دولت محمود احمدی‌نژاد اظهارنظرهایی درباره جابه‌جایی برخی سازمان‌ها از تهران به شهرهای دیگر مطرح شد تا فشار جمعیت تهران کاهش یابد، اما به‌جایی نرسید. البته انتقال پایتخت یا برخی سازمان‌ها به سواحل جنوبی کشور کار ساده‌ای نیست و با صدور یک بخشنامه نباید انتظار داشت عملیاتی شود. کمااینکه شاهد بودیم سازمان میراث فرهنگی را در یک دوره جابه‌جا کردند، اما چون در بلندمدت و با برنامه‌ریزی انجام نشد، خسارت زیادی به بار آورد. درحال‌حاضر بسیاری از کارخانه‌ها در شهرستان‌ها دائر هستند، اما دفتر مرکزی تهران است که موجب تراکم جمعیتی و تحمیل هزینه‌هایی به کشور شده است، بنابراین راه‌حل رفع این معضل صدور بخشنامه نیست، بلکه اصلاحات اقتصادی گسترده‌ای را می‌طلبد و در کنارش باید مشوق‌هایی در نظر گرفت تا افراد ترغیب شوند به شهرستان مهاجرت کنند.

طی ۳۰ تا ۴۰ سال گذشته، فرمول ایجاد شهرک‌های اقماری پیاده شد، اما از آنجایی که هویت اقتصادی نداشتند، موجب سرریز شدن جمعیت در تهران شد. در حال‌ حاضر شهرهایی نظیر پردیس به‌علت نداشتن هویت اقتصادی به خوابگاه تبدیل شده‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین