-
صمت در گفت‌وگو با یک کارشناس به تغییرات دوره‌های آموزش راهنمایان گردشگری پرداخت

کم‌وکیف مسیر جدید در دریافت کارت تورلیدری

کامیار فکور: پس از سال‌ها انتظار و بلاتکلیفی در اجرای مصوبه سال ۱۳۹۵ هیات‌وزیران، سرانجام ساختار دوره‌های آموزشی راهنمایان گردشگری ایران دستخوش تغییری بنیادین شد. در این اصلاحات جدید، دو دوره مجزای «راهنمای طبیعت‌گردی» و «راهنمای تاریخی و فرهنگی» که پیش از این هرکدام حدود یک سال به‌طول می‌انجامید، در یکدیگر ادغام شده و به دوره‌ای فشرده و حدودا شش‌ماهه تبدیل شده‌اند. با این حال، این تغییر ساختاری با نقدهای جدی فعالان آموزشی روبه‌رو است. مسعود جامسون، رئیس انجمن موسسات آموزشی گردشگری استان تهران، معتقد است؛ باوجود طرح‌های جامع و علمی که توسط کارگروه‌های تخصصی تدوین شده بود، خروجی کنونی بیش از آنکه بر ارتقای کیفیت متمرکز باشد، تجمیعی سرسری و سطحی برای پاسخگویی به الزامات اداری است؛ فرآیندی که منجر به حذف دروس کلیدی و کاهش چشمگیر ساعات آموزشی شده است. صمت در گفت‌وگو با مسعود جامسون، ضمن مرور تاریخچه آموزش گردشگری از آغاز دهه ۸۰ تاکنون، به بررسی چالش‌های موسسات آموزشی، فشار نهادهای موازی و فرصت‌های پیش‌رو در قالب «دوره‌های تخصصی» پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

کم‌وکیف مسیر جدید در دریافت کارت تورلیدری

پیش از اینکه درباره تغییرات کنونی در شیوه آموزش و اخذ کارت راهنمایان گردشگری از شما بپرسم، لطفا بفرمایید که نیاز به دوره‌های طبیعت‌گردی و اکوتوریسم در ایران از چه زمانی احساس شد و آغاز به کار کرد؟

زمانی که در سازمان ایرانگردی و جهانگردی وقت، مجوز برگزاری دوره‌های کوتاه‌مدت گردشگری به موسسات آموزشی بخش خصوصی واگذار شد، فرآیند آموزش راهنمایان وارد مرحله اجرایی جدیدی شد. در حدود سال‌های ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱، نخستین مجموعه‌هایی که برگزاری این دوره‌ها را آغاز کردند، شکل گرفتند؛ به‌طوری‌که در سال ۱۳۸۰، موسسه «آوای جلب سیاحان» دوره‌های ایرانگردی و جهانگردی را پایه‌گذاری کرد. در آن مقطع، ساختار دوره‌های راهنمایان به این صورت بود که متقاضیان تنها با شرکت در یک دوره آموزشی، کارت دریافت کرده و به‌عنوان راهنمای گردشگری یا تورلیدر شناخته می‌شدند. محتوای این آموزش‌ها نیز عمدتا معطوف به حوزه شناخت فرهنگ، معماری، ابنیه تاریخی و سایت‌های باستانی و گردشگری کشور بود. تقریبا در همان سال‌ها، این تفکر ایجاد شد که همان‌گونه که تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم ارزشمند بوده و نیازمند صیانت است، طبیعت کشور نیز از ارزش والایی برخوردار می‌باشد. طبیعت، برخلاف جاذبه‌های فرهنگی، همواره در معرض دید مستقیم نیست و از همین‌رو حفاظت از آن اهمیت بخصوصی دارد. این به‌معنای کم‌اهمیت بودن میراث فرهنگی نیست، اما از آنجا که عرصه‌های طبیعی کمتر پایش می‌شوند، در کشورهایی نظیر ایران که در حال توسعه محسوب می‌شوند، بیشتر در معرض تعدی، بی‌قانونی و زمین‌خواری قرار می‌گیرند و به‌شدت آسیب‌پذیرند.

همچنین در کشورهای در حال توسعه، بسیاری از استانداردهای اکولوژیک در حوزه‌هایی نظیر مدیریت منابع آب، پسماند و فاضلاب به‌درستی رعایت نمی‌شود. بر این اساس، جرقه‌ای در ذهن برخی فعالان حوزه‌های فرهنگی و گردشگری شکل گرفت که لازم است دوره‌ای مجزا تحت‌عنوان «طبیعت‌گردی» تعریف شود. نخستین شخصی که این پیشنهاد را به سازمان ایرانگردی و جهانگردی ارائه داد، استاد اینانلو بود. ایشان در سال‌های ۷۹ و ۸۰ پیگیری‌های لازم را آغاز کردند و سرانجام پس از طی فرآیندهای اداری و کاغذبازی‌های مرسوم، مجوز برگزاری نخستین دوره در تیرماه ۱۳۸۱ توسط موسسه طبیعت صادر و دوره مذکور برگزار شد. البته آنچه در آن روزها تعریف و اجرا می‌شد، با استانداردهای آموزشی کنونی حدود ۳۰ درصد تفاوت دارد.

به فاصله چند ماه پس از آن، دومین مجموعه‌ای که به این عرصه ورود کرد، موسسه اکوتور به مدیریت جناب آقای ضیایی بود که از پیشکسوتان حوزه محیط‌زیست کشور محسوب می‌شوند. این دو موسسه سال‌ها دوشادوش یکدیگر به تربیت فراگیران اشتغال داشتند و از سال‌های ۸۴ و ۸۵ به بعد، تعداد موسسات مجری دوره‌های راهنمایان در سراسر کشور رو به افزایش نهاد؛ به‌گونه‌ای که امروزه بالغ بر ۱۳۰ تا ۱۴۰ موسسه در سطح کشور مشغول به فعالیت آموزشی در این حوزه هستند.

با تغییر ساختار سازمان به وزارتخانه، چه تغییراتی در نظام آموزشی ایجاد شد؟

با تبدیل سازمان به وزارتخانه، مدل مدیریتی تغییر یافت و اهمیت موضوع گردشگری نسبت به گذشته دوچندان شد. سابق بر این، به‌دلیل مسائلی نظیر تحریم‌ها و عقب‌ماندگی در فناوری‌های پیشرفته حوزه نفت و گاز و نیاز مبرم کشور به درآمدزایی، نگاه مدیران دست‌کم در مقام شعار بر این استوار شد که باید به صنعت گردشگری بهای بیشتری داده شود و همین امر منجر به تشکیل وزارتخانه شد. بدیهی است که یک وزارتخانه با بودجه مصوب، موظف به ارائه برنامه، مدون‌سازی امور و تشکیل تشکل‌های حرفه‌ای است. بر این اساس، تصمیم بر آن شد که رویکردها علمی‌تر شده و تمامی بخش‌های صنعت از جمله میهمان‌نوازی، خدمات سفر، تورگردانی و راهنمایی تور بروزرسانی شوند. هدف این بود که فرآیندهای جدیدی تعریف شوند و با استانداردهای کشورهای توسعه‌یافته در حوزه گردشگری مشابه‌سازی صورت گیرد.

همزمان با حضور راهنمایان ایرانی در قالب تورهای خروجی و مشاهده الگوهای بین‌المللی و نحوه فعالیت همکاران خود در خارج از کشور، ایده‌های نوین بسیاری مطرح شد. موازی با این تحولات، صنف راهنمایان تشکیل شد و حضور اعضای آن در کنوانسیون‌های جهانی، رشد چشمگیر فعالان ایرانی را به‌دنبال داشت. این رشد هم به‌واسطه سطح دانش و هم به‌دلیل نیروی جوان این حوزه بود، چراکه برخلاف بسیاری از کشورها که راهنمایی تور را شغلی برای دوران بازنشستگی یا شغل دوم می‌پندارند، در ایران جوانان بسیاری با انگیزه بالا وارد این حرفه شده و دستاوردهای بهتری نسبت به میانگین جهانی رقم زدند. همچنین ایران موفق شد پس از چند سال عضویت در کنوانسیون جهانی، میزبانی این رویداد بزرگ را کسب کند که حضور شمار زیادی از راهنمایان سراسر دنیا در ایران، فرصت بسیار خوبی برای رشد این حوزه فراهم آورد. تمامی این اتفاقات موجب شد تا به‌سمت الگوهای آموزشی نوین در غرب و کشورهای همسایه پیشرو در گردشگری مانند ترکیه حرکت کنیم (با این تفاوت که در آنجا شهرداری‌ها متولی هستند و در ایران وزارت گردشگری).

در حدود سال‌های ۹۳ و ۹۴ تصمیم بر این شد که به‌جای برگزاری دوره‌های تفکیکی تحت عناوین طبیعت‌گردی یا فرهنگی، دوره‌ای واحد با عنوان جامع «راهنمای گردشگری» تعریف شود. این رویکرد منطبق بر استانداردهای جهانی است که در آن راهنما ابتدا دانش پایه‌ای و زمینه‌ای را فرا می‌گیرد و سپس براساس نیازسنجی محیطی و علایق شخصی، در حوزه‌های تخصصی نظیر کوهستان، گردشگری خلاق، سینما، گردشگری شهری یا محلی تخصص کسب می‌کند. در واقع هدف این بود که ابتدا دانش بنیادین به فرد منتقل شود تا او بتواند مسیر تخصصی خود را در آینده انتخاب کند.

موضوع حائزاهمیت دیگر، وجود خلأهای مهارتی و دانشی بود که به‌عنوان یک ضعف جدی در عملکرد راهنمایان نمود داشت. برای مثال، در جریان برگزاری تورهای کویری مانند سفر به مرنجاب، راهنمایی که همراه با یک گروه ۲۰ تا ۳۰ نفره از مسافران بود، در پاسخ به پرسش‌های تاریخی درباره کاروانسرای منطقه، به‌دلیل تحصیل در حوزه طبیعت‌گردی ابراز بی‌اطلاعی می‌کرد. به‌همین‌ترتیب، راهنمایان فرهنگی نیز در مواجهه با سوالات مرتبط با سیستم‌های طبیعی، قلل و عوارض زمین‌شناسی منطقه، توانایی ارائه توضیحات لازم را نداشتند. از همین‌رو، این نیاز احساس شد که هر فردی که عنوان «راهنمای گردشگری» را یدک می‌کشد، باید تا حد معینی از شناخت طبیعت ایران، فنون پیمایش در طبیعت و شهر، اصول کمپینگ و همچنین استانداردهای هتلداری بهره‌مند باشد. این دغدغه سرانجام به سطوح عالی مدیریتی راه یافت و منجر به صدور مصوبه‌ای از سوی هیات‌وزیران شد. در این مصوبه تصریح شد؛ دوره‌های راهنمایان در زمره دوره‌های کوتاه‌مدت آموزش گردشگری قرار گرفته و به 3 شاخه «راهنمای گردشگران داخلی»، «راهنمای گردشگران بین‌المللی» و «دوره‌های تخصصی» تقسیم شوند. طبق این مقررات، موسسات آموزشی به‌عنوان مجری ملزم به برگزاری این دوره‌ها شدند و وزارت گردشگری نیز مسئولیت حمایت، سیاست‌گذاری کلانی، تدوین محتوای آموزشی و نظارت بر فرآیندها را عهده‌دار شد. این مصوبه که متعلق به سال ۱۳۹۵ است، ذیل آیین‌نامه «ایجاد، اصلاح، نرخ‌گذاری و درجه‌بندی تاسیسات گردشگری» تدوین شد و اجرای آن الزامی بود.

چرا باوجود مصوبات قانونی، اجرای طرح‌های نوین سال‌ها با تاخیر و بلاتکلیفی مواجه شد؟

بعد از همه وقایعی که توضیح دادم، نشست‌های متعددی با حضور خبرگان و باتجربه‌ترین افراد صنف راهنمایان، موسسات آموزشی و بخش دولتی (دفتر مطالعات و آموزش وزارت گردشگری) برگزار شد. دست‌کم من در جلسات متعددی با چهار مدیرکل مختلف در این حوزه شرکت داشتم. از حدود سال ۱۳۹۷ تاکنون که در آستانه سال ۱۴۰۵ هستیم، بالغ بر ۶ تا ۷ سال است که نشست‌های مستمری برای طراحی دوره‌ای که هم پاسخگوی نیازهای قانونی آن مصوبه باشد و هم دانش پایه‌ای لازم را به فراگیران منتقل کند، برگزار شده است. از سوی دیگر، این بازنگری به اقتصاد موسسات نیز کمک می‌کرد؛ چراکه تا پیش از سال‌های ۹۶ و ۹۷، موسسات دوره‌های تخصصی برگزار می‌کردند، اما با ابلاغ مصوبه جدید، به آنها اعلام شد که دیگر امکان صدور کارت‌های مجزای طبیعت‌گردی یا فرهنگی و درج تخصص پشت کارت‌ها وجود ندارد و باید تا زمان نهایی شدن دوره‌های جدید، صبر کنند. با این حال، این موضوع سال‌ها معلق ماند؛ بدین معنا که طرح‌ها و پیشنهادات بارها تدوین و جلسات متعددی برپا شد، اما ابلاغ نهایی از سوی وزارتخانه و دفتر مطالعات به موسسات استانی صورت نگرفت. شاید دلیل این امر، دشواری‌های اجرایی چنین تغییر بزرگی برای مدیران کل بود یا دلایلی دیگر که چندان روشن نیست؛ شاید هم ناشی از رویکردهای اداری مرسوم باشد که ابلاغ‌ها را با تاخیرهای طولانی مواجه می‌سازد.

دوره جدید چگونه طراحی شد؟

از سال گذشته، با برگزاری جلسات منظم‌تر، طراحی یک دوره جامع آغاز شد که هدف آن همگام‌سازی آموزش‌های داخلی با مباحث روز گردشگری جهان و تطبیق آن با بوم و فرهنگ ایران بود. این دوره پیشنهادی که ساختاری ۱۲ تا ۱۳ماهه در 2 سطح ملی و بین‌المللی داشت، بر ارتقای دانش پایه و مهارت‌های تفسیری فراگیران تمرکز می‌کرد تا فارغ‌التحصیلانی توانمند به بدنه صنعت معرفی شوند. مقرر شده بود کارگروه‌های تخصصی با بهره‌گیری از اساتیدی که علاوه بر دانش علمی، با ماهیت اجرایی گردشگری آشنا هستند، منابع آموزشی جدیدی تولید کنند. هدف کلان این بود که این منابع نه‌تنها در اختیار متقاضیان لیدری، بلکه به صورت رایگان برای عموم جامعه در دسترس باشد تا خلأ بزرگ «فرهنگ سفر» در کشور جبران شود. فقدان این فرهنگ طی سال‌ها منجر به آسیب‌های زیست‌محیطی نظیر انباشت زباله، تخریب بافت روستایی و تعرض به منابع طبیعی شده است. در محتوای پیش‌بینی‌شده برای این دوره، مضامین گسترده‌ای از جمله گردشگری خلاق، تاریخ تطبیقی، ادبیات، سینما، معماری و صنایع‌دستی (با تاکید بر فرش) در کنار شناخت اکوسیستم‌ها گنجانده شده بود تا راهنما نگاهی همه‌جانبه به میراث کشور داشته باشد. طراحی این دوره، حاصل تلاش تیمی ۱۶ نفره بود که با دقت بر نیازهای واقعی گردشگری کشور، به دنبال ایجاد تحولی بنیادین در نظام آموزشی بودند. این طرح فراتر از یک دوره ساده، به‌دنبال تربیت سفرای فرهنگی بود که بتوانند با نگاهی چندبعدی، هویت ملی و غنای تاریخی ایران را به گردشگران داخلی و خارجی معرفی کنند و در عین حال، حافظ حریم محیط‌زیست و فرهنگ‌های بومی باشند.

طراحی آن دوره جامع، حاصل تلاش یک تیم ۱۵ تا ۱۶نفره در سال گذشته بود که به مراحل نهایی خود نزدیک شده بود. برای مدیریت این پروژه، افرادی به‌عنوان سرتیم انتخاب شدند؛ برای نمونه در حوزه تنوع زیستی، یک سرگروه تعیین شد تا با همکاری اساتیدی که علاوه بر دانش تخصصی، سابقه درخشانی در آموزش‌های گردشگری داشتند، منابع را تدوین کند.

تاکید ما بر این بود که از بدنه صرفا دانشگاهی فاصله بگیریم و به سراغ افرادی برویم که ماهیت اجرایی گردشگری را می‌شناسند تا متون تولید شده کاملا کاربردی و متناسب با نیاز یک راهنمای تور باشد. پس از تعیین سرگروه‌ها و انتخاب تیم‌های همکار، نوبت به تدوین سرفصل‌ها رسید. در این مرحله، شورایی منتخب از همان تیم ۱۶نفره وظیفه بازنگری سرفصل‌ها را برعهده داشت تا اطمینان حاصل شود که مطالب به جای غرق شدن در مباحث پیچیده علمی، به‌سمت «تفسیر» و ارائه جذاب و مهارتی موضوعات حرکت کند. مقرر شده بود در فاز نخست، بودجه‌ای تخصیص یابد تا تیم‌ها با اطمینان از اجرایی بودن پروژه، کار خود را آغاز کنند؛ اما متاسفانه با تغییرات مدیریتی در وزارتخانه و جابه‌جایی مدیرکل، این پروژه که بیش از ۱۰۰ ساعت جلسه کارشناسی و هزینه‌های معنوی و مادی فراوانی صرف آن شده بود، به‌کلی متوقف شد و زحمات تیم از بین رفت.

مدیرکل جدید همان شخصی بود که مصوبه هیات‌وزیران در زمان ایشان اخذ شده و برگزاری دوره‌های تخصصی نیز در دوران معاونت گردشگری ایشان ممنوع شده بود. وی به‌محض استقرار در مسئولیت جدید، دوره‌ای را ابلاغ کرد که در واقع چکیده‌ای ادغام‌شده از دوره‌های طبیعت‌گردی و فرهنگی بود. این دوره جدید بسیار کوتاه‌مدت تعریف شده است؛ به‌طوری که با برگزاری ۹ ساعت کلاس در هفته، ظرف حدود ۶ ماه به پایان می‌رسد و در صورت برگزاری فشرده، این زمان کوتاه‌تر نیز خواهد بود. اگرچه می‌توان با رویکردی مثبت، ابلاغ این مصوبه پس از سال‌ها توقف و گفت‌وگو را یک گام رو به جلو دانست، اما با اعتراض ما نسبت به نادیده گرفته شدن آن طرح جامع اولیه، موضوع محدودیت‌های ساختاری مطرح شد که بسیار تاسف‌بار است.

در همین مورد، بسیاری از موسسات از چالش‌هایی که پیش‌روی‌شان قرار دارد، گلایه می‌کنند. در این‌باره لطفا توضیح دهید.

متولیان اصلی آموزش در کشور، وزارتخانه‌های علوم، آموزش و پرورش و وزارت کار (به‌واسطه سازمان فنی و حرفه‌ای) هستند و سایه این نهادهای قدرتمند، همواره بر سر وزارت گردشگری سنگینی کرده است؛ چرا که برخلاف شعارها، گردشگری هنوز در اولویت‌های کلان کشور جایگاه شایسته‌ای ندارد. موسسات آموزشی گردشگری با چالش جدی موازی‌کاری سازمان فنی‌وحرفه‌ای روبه‌رو هستند که با برگزاری دوره‌های بسیار کوتاه و صوری، همان کارت رسمی وزارتخانه را برای فراگیران خود دریافت می‌کند؛ امری که عدالت آموزشی و حیات موسسات مجری دوره‌های جامع را به خطر انداخته است. علاوه بر این، ناعادلانه بودن پرداخت مالیات و نرخ‌گذاری دستوری دولت برای بخش خصوصی، در کنار فقدان حمایت صنفی، فشار مضاعفی بر این مراکز وارد کرده است.

تجمیع دوره‌های راهنمایان، اگرچه پایانی بر بلاتکلیفی‌های گذشته بود، اما کیفیت آموزشی را قربانی محدودیت‌های زمانی کرده است. تحت‌‎فشار سازمان فنی و حرفه‌ای، طول دوره‌ها به کمتر از ۷ ماه تقلیل یافته که این امر منجر به حذف دروس حیاتی و نادیده گرفتن نظرات کارشناسی موسسات شده است. این وضعیت «یک‌بام و دوهوا»، موسسات را ناچار ساخته تا به‌جای تمرکز بر کیفیت، بر سر حداقل‌های آموزشی چانه‌زنی کنند و امیدی کاذب به بهبود فرآیندها داشته باشند.

در نهایت خروجی این دوره‌ها به چه صورت درآمده است؟

خروجی نهایی این شد که دیگر عناوینی تحت دوره‌های مجزای «طبیعت‌گردی» یا «راهنمای فرهنگی» وجود ندارد. در این ادغام، بسیاری از دروس کلیدی حذف شده‌اند؛ برای نمونه درس «فن بیان و اصول سخنوری» که از ارکان حیاتی کار یک راهنماست، به‌کلی کنار گذاشته شده است. همچنین دروسی مانند «فرهنگ عامه»، «اکولوژی و حفاظت»، «نجوم و صور فلکی» و «عکاسی» نیز از سرفصل‌ها حذف شده‌اند. علاوه بر حذف دروس، ساعات آموزشی باقیمانده نیز به‌شدت تقلیل یافته است. به‌عنوان‌مثال، در حالی که در دوره‌های فرهنگی سابق، دروس «معماری» و «اماکن تاریخی» مجموعا بیش از ۴۵ ساعت آموزش را شامل می‌شد، اکنون در دوره ترکیبی به ۳۵ ساعت کاهش یافته است. در حوزه تاریخ نیز 3 بازه زمانی «پیش از اسلام»، «پس از اسلام» و «تاریخ معاصر» در هم ادغام شده‌اند و تحت‌عنوان «مروری بر تاریخ ایران» ارائه می‌شود که طبیعتا عمق مطالب را کاهش می‌دهد.

فاجعه اصلی در بخش تنوع زیستی مشهود است؛ جایی که پیش از این حدود ۴۵ ساعت آموزش تخصصی ارائه می‌شد، اکنون به ۲۱ ساعت تقلیل یافته است. جای سوال دارد که مدرس چگونه می‌تواند در مدت زمان کوتاهی برای مثال 3 ساعت، مباحث گسترده‌ای چون دوزیستان، خزندگان، حشرات یا پروانه‌ها را تدریس کند؟ در حالی که تنها معرفی اولیه رده‌ای مانند حشرات، دست‌کم نیازمند 6 ساعت زمان است یا درباره «ماهیان ایران» که پیش‌تر ۱۵۰ گونه آبزی در ۹ ساعت و به‌صورت فشرده تدریس می‌شد، اکنون باید در 3 ساعت جمع‌بندی شود. در چنین شرایطی، مدرس احتمالا ناچار است تنها به کلیاتی بسیار ساده بسنده کند. این روند نشان می‌دهد که در این ساختار جدید، کیفیت آموزشی به‌شکلی جدی، قربانی سرعت و تجمیع شده است.

در حال ‌حاضر وضعیت آموزش راهنمایان بین اجرای قانون و تلاش موسسات برای تخصص‌گرایی معلق است. تحولات اخیر برخلاف طرح‌های جامع و باکیفیت پیشین، بازنگری علمی محسوب نمی‌شود؛ بلکه صرفا تجمیعی سطحی و شتاب‌زده از سوی مدیران است تا تنها رفع تکلیف قانونی صورت گیرد، بی‌آنکه به غنای محتوایی، توجه جدی شده باشد.

آیا فردی با دریافت کارت راهنمای گردشگری می‌تواند بدون گذراندن دوره‌های تخصصی، توری نظیر پرنده‌نگری را اجرا کند؟

از نظر قانونی منعی وجود ندارد، اما تنها عاملی که موجب تسکین‌خاطر و امیدواری موسسات آموزشی می‌شود تا به برگزاری این دوره‌ها ادامه دهند، حرکت به‌سمت تخصص‌گرایی در حوزه گردشگری است. براساس مصوبه فعلی، هر متقاضی دریافت کارت راهنمای تور، ملزم است در دوره گردشگری داخلی شرکت کرده و حدود ۲۶۰ ساعت آموزش تئوری و ۱۲۰ ساعت آموزش عملی را طی 7 ماه سپری کند. فرد با دریافت این کارت، صرفا مجاز به اجرای تور برای گردشگران ایرانی در داخل کشور خواهد بود. در این مرحله، ایجاد انگیزه برای ارتقای توانمندی‌های فردی، وظیفه‌ای است که توأمان برعهده انجمن صنفی راهنمایان و دفتر نظارت وزارتخانه قرار دارد.

در موسسات آموزشی، آمادگی کامل برای تعریف و برگزاری دوره‌های تخصصی وجود دارد؛ کمااینکه در حال‌ حاضر نزدیک به ۱۵دوره تخصصی پیش‌فرض، آماده ارائه به وزارتخانه است. با این حال، تحقق این امر مستلزم آن است که وزارتخانه با سرعت بیشتری به این درخواست‌ها پاسخ دهد و پس از تایید، نظارت بر اجرای آنها را آغاز کند. طبق مصوبه، تخصص هر فرد پس از موفقیت در آزمون‌های مربوطه باید در پشت کارت راهنمای او درج شود. فراتر از درج عنوان در پشت کارت، نقش انجمن صنفی راهنمایان بسیار حیاتی است؛ این انجمن باید با تعیین نرخ دستمزدهای بالاتر برای راهنمایان متخصص، انگیزه لازم را برای آموزش‌های حرفه‌ای ایجاد کند. این تخصص‌ها می‌تواند حوزه‌های متنوعی همچون راهنمای محلی، متخصص کاخ‌موزه‌ها، تهران‌گردی، حیات وحش، فرش یا اقوام و عشایر را شامل شود که باتوجه به تنوع اقلیمی و فرهنگی کشور، ظرفیت‌های بی‌نظیری برای توسعه دارند.

سخن پایانی

نظام آموزش گردشگری ایران در حالی به دوره جدید قدم گذاشته که کیفیت محتوا، قربانی بروکراسی و تعجیل در ابلاغ شده است. تجمیع شتاب‌زده دوره‌ها، با حذف برخی دروس، از غنای آموزشی و مهارتی راهنمایان به نسبت به دوره‌های گذشته کاسته است. اکنون بقای کیفی این صنعت در گرو عبور موسسات از حداقل‌های تحمیلی و سرمایه‌گذاری بر آموزش‌های تخصصی است تا خلأ دانش پایدار جبران شود.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار

پربازدیدترین