زمین زیر فشار تولید انبوه و سریع پوشاک
فستفشن یا مد سریع، سبک تولید و عرضه پوشاکی است که لباسها را ظرف چند روز تا چند هفته از طراحی به فروشگاهها میرساند و سپس بهسرعت وارد کمدهای مصرفکنندگان میشود. برندها هر هفته صدها مدل جدید با قیمتهای پایین و طرحهای جذاب ارائه میکنند تا مشتریان را به خرید مداوم ترغیب کنند. این سرعت و حجم تولید بالا، باوجود جذابیت اقتصادی، پیامدهای مخربی برای محیطزیست در پی دارد. تولید بیوقفه پوشاک، نیازمند مصرف گسترده آب، انرژی و مواد اولیه است و باعث انتشار میلیونها تن گازهای گلخانهای میشود. همچنین فرآیندهای رنگرزی و استفاده از الیاف مصنوعی، میکروپلاستیکها و مواد شیمیایی را وارد اقیانوسها و اکوسیستمهای دریایی را تهدید میکنند. به این ترتیب، فستفشن تبدیل به یکی از بزرگترین چالشهای محیطزیستی قرن حاضر شده است.
فستفشن یا مد سریع، سبک تولید و عرضه پوشاکی است که لباسها را ظرف چند روز تا چند هفته از طراحی به فروشگاهها میرساند و سپس بهسرعت وارد کمدهای مصرفکنندگان میشود. برندها هر هفته صدها مدل جدید با قیمتهای پایین و طرحهای جذاب ارائه میکنند تا مشتریان را به خرید مداوم ترغیب کنند. این سرعت و حجم تولید بالا، باوجود جذابیت اقتصادی، پیامدهای مخربی برای محیطزیست در پی دارد. تولید بیوقفه پوشاک، نیازمند مصرف گسترده آب، انرژی و مواد اولیه است و باعث انتشار میلیونها تن گازهای گلخانهای میشود. همچنین فرآیندهای رنگرزی و استفاده از الیاف مصنوعی، میکروپلاستیکها و مواد شیمیایی را وارد اقیانوسها و اکوسیستمهای دریایی را تهدید میکنند. به این ترتیب، فستفشن تبدیل به یکی از بزرگترین چالشهای محیطزیستی قرن حاضر شده است.
یک صنعت گرمابخش و آلاینده
«فستفشن» اصطلاحی است که به مدل کسبوکاری مبتنی بر طراحی، تولید و عرضه بسیار سریع پوشاک ارزانقیمت اشاره دارد؛ مدلی که امروزه در مرکز مباحث مربوط به پایداری و آگاهی محیطزیستی قرار گرفته است. در این الگو، شرکتها با رصد مداوم ترندهای جهانی مد، طرحهای محبوب را در کوتاهترین زمان ممکن کپی کرده و با هزینه پایین تولید میکنند. هدف اصلی، پاسخ سریع به تقاضای بازار و افزایش حجم فروش از طریق قیمتهای پایین و تنوع بالا است.
شرکتهای فعال در حوزه فستفشن با کوتاه کردن زنجیره طراحی تا فروش، امکان عرضه دهها یا حتی صدها مدل جدید را در بازههای زمانی بسیار کوتاه فراهم میکنند. این رویکرد باعث شده است مصرفکنندگان به خرید مکرر تشویق شوند و لباسها به کالاهایی با عمر مصرفی کوتاه تبدیل شوند. در نتیجه، حجم تولید پوشاک در جهان بهطورچشمگیری افزایش یافته و مصرفگرایی در صنعت مد به یک الگوی غالب تبدیل شده است.
بهگزارش «Earth.Org»، رسانه مستقل خبری ـ تحلیلی در حوزه محیطزیست، اصطلاح «فستفشن» نخستینبار در اوایل دهه ۱۹۹۰ و همزمان با ورود برند اسپانیایی زارا به بازار نیویورک مطرح شد. روزنامه نیویورکتایمز این واژه را برای توصیف مدل کسبوکار زارا به کار برد؛ مدلی که در آن لباسها تنها طی ۱۵روز از مرحله طراحی به فروشگاه میرسیدند. این سرعت، در زمان خود بیسابقه بود و بهتدریج به استانداردی برای سایر برندها تبدیل شد.
امروزه برندهایی مانند زارا (اسپانیا)، شین (چین)، یونیکلو (ژاپن) و اچاندام (سوئد) از بزرگترین بازیگران فستفشن در سطح جهان محسوب میشوند. این شرکتها سالانه میلیاردها قطعه پوشاک تولید میکنند و سهم قابلتوجهی از بازار جهانی مد را در اختیار دارند.
باوجود مزایای اقتصادی کوتاهمدت برای صاحبان شرکتهای این حوزه، فستفشن پیامدهای قابلتوجهی به همراه دارد. تولید انبوه و سریع پوشاک نیازمند مصرف گسترده آب، انرژی و مواد اولیه است و در عین حال، مقادیر زیادی زباله نساجی ایجاد میکند. سرعت بالای عرضه مدلهای جدید باعث شده، لباسها سریعتر دور ریخته شوند و فشار مضاعفی بر منابعطبیعی و سیستمهای مدیریت پسماند وارد شود. بههمین دلیل، فستفشن امروزه به یکی از موضوعات کلیدی در بحثهای جهانی درباره محیطزیست و توسعه پایدار تبدیل شده است.
سهم ۱۰درصدی انتشار کربن در تولید پوشاک
تولید پوشاک حدود ۱۰ درصد از کل انتشار کربن جهانی را به خود اختصاص میدهد؛ رقمی که با مجموع انتشار گازهای گلخانهای اتحادیه اروپا برابری میکند. این میزان انتشار، صنعت مد را در ردیف آلایندهترین صنایع جهان قرار داده و نقش آن را در تشدید بحران تغییرات اقلیمی برجسته میسازد.
تبدیل الیاف پلاستیکی به پارچه فرآیندی بسیار انرژیبر است که به مقدار زیادی نفت وابسته بوده و منجر به انتشار ذرات معلق و اسیدهایی مانند کلرید هیدروژن میشود. حتی پنبه که در بسیاری از محصولات فستفشن استفاده میشود، گزینهای کاملا سازگار با محیطزیست نیست. آفتکشها و سمومی که برای کشت پنبه به کار میروند، خطرات جدی برای سلامت کشاورزان و اکوسیستمهای اطراف ایجاد میکنند.
برای کاهش این آسیبها، کارشناسان استفاده از پارچههای پایدارتر مانند ابریشم وحشی، پنبه ارگانیک، کتان، کنف و لیوسل را پیشنهاد میکنند؛ موادی که ردپای محیطزیستی کمتری دارند و میتوانند به کاهش اثرات مخرب صنعت فستفشن کمک کنند.
بهگزارش پارلمان اروپا، تولید و مصرف منسوجات انتشار قابلتوجهی گازهای گلخانهای دارد؛ بهطوریکه خرید منسوجات در سال ۲۰۲۲ بهازای هر نفر ۳۵۵ کیلوگرم CO₂ تولید کرده، معادل پیمودن هزار و 800کیلومتر با خودروی بنزینی. بازیافت نیز پایین است و تنها یک درصد از لباسهای استفادهشده دوباره به لباس تبدیل میشوند، در حالی که ۴ تا ۹ درصد محصولات هرگز استفاده نشده و نابود میشوند.
دومین مصرفکننده بزرگ آب
صنعت مد پس از کشاورزی، دومین مصرفکننده بزرگ آب در میان صنایع محسوب میشود. برای تولید تنها یک تیشرت نخی حدود ۷۰۰ گالن آب و برای یک شلوار جین نزدیک به ۲ هزار گالن آب مصرف میشود. این حجم عظیم مصرف آب، بهویژه در کشورهایی که با تنش آبی مواجهند، پیامدهای اجتماعی و محیطزیستی قابلتوجهی دارد. علاوه بر مصرف مستقیم آب، فرآیندهای تولید پوشاک، بهویژه رنگرزی و تکمیل پارچه، نقش مهمی در آلودگی منابع آبی ایفا میکنند. رنگرزی منسوجات، دومین عامل بزرگ آلودگی آب در جهان است، زیرا پسابهای شیمیایی حاصل از این فرآیندها اغلب بدون تصفیه کافی مستقیما به رودخانهها، جویبارها و کانالهای آب تخلیه میشوند. این پسابها حاوی فلزات سنگین، رنگهای سمی و مواد شیمیایی پایدار هستند که کیفیت آب و سلامت اکوسیستمهای آبی را بهشدت تهدید میکنند. بنا بر این گزارش، برای تولید یک تیشرت نخی حدود ۲ هزار و ۷۰۰ لیتر آب تازه مصرف میشود، معادل نیاز آبی یک نفر برای ۲.۵ سال. در سال ۲۰۲۲، هر نفر در اتحادیه اروپا به طور متوسط برای منسوجات خود از ۳۲۳ مترمربع زمین، ۱۲ مترمکعب آب و ۵۲۳ کیلوگرم مواد خام استفاده کرده است. این صنعت با استفاده گسترده از منابع آب شیرین، به خشکشدن منابع آبی و آلودگی رودخانهها و جویبارها منجر میشود. هر سال حدود ۸۵ درصد از کل منسوجات تولیدشده به محلهای دفن زباله منتقل میشوند. افزون بر این، حتی مرحله مصرف لباس نیز اثرات مخربی دارد؛ بهطوریکه شستوشوی لباسها سالانه حدود ۵۰۰ هزار تن میکروفیبر وارد اقیانوسها میکند. این مقدار معادل رهاسازی ۵۰ میلیارد بطری پلاستیکی در محیطهای آبی است و تهدیدی جدی برای حیات دریایی و زنجیره غذایی محسوب میشود. بسیاری از برندهای فستفشن از الیاف مصنوعی مانند پلیاستر، نایلون و اکریلیک استفاده میکنند که صدها سال طول میکشد تا در طبیعت تجزیه شوند. گزارش سال ۲۰۱۷ اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN) نشان میدهد که حدود ۳۵ درصد از کل میکروپلاستیکهای موجود در اقیانوسها ناشی از شستوشوی منسوجات مصنوعی است. این ذرات ریز وارد زنجیره غذایی دریایی میشوند و در نهایت میتوانند سلامت انسان را نیز تحتتاثیر قرار دهند. براساس مستند «هزینه واقعی»، جهان سالانه حدود ۸۰ میلیارد قطعه لباس جدید مصرف میکند؛ رقمی که نسبت به ۲۰ سال قبل ۴۰۰ درصد افزایش یافته است. در ایالاتمتحده، هر شهروند بهطورمتوسط سالانه ۸۲ پوند زباله نساجی تولید میکند. افزون بر این، تولید چرم نیز فشار زیادی بر محیطزیست وارد میکند، زیرا به حجم بالایی از خوراک دام، زمین، آب و سوختهای فسیلی نیاز دارد. فرآیند دباغی چرم یکی از سمیترین مراحل زنجیره تامین مد است و مواد شیمیایی مورداستفاده در آن اغلب تجزیهپذیر نیستند و منابع آبی را آلوده میکنند. گزارش پارلمان اروپا تاکید میکند؛ صنعت نساجی مسئول حدود ۲۰ درصد آلودگی آب شیرین جهان است و شستوشوی یکبار لباسهای پلیاستر میتواند ۷۰۰ هزار میکروپلاستیک وارد محیطزیست کند.
چرخه تاریک مد
«کوانتیس بینالمللی» (Quantis International) یک شرکت مشاورهای و تحقیقاتی مستقل در زمینه محیطزیست است که به ارزیابی اثرات محیطزیستی محصولات و زنجیرههای تامین میپردازد. گزارش این شرکت نشان میدهد که 3 عامل اصلی آلودگی جهانی در صنعت مد عبارتند از: رنگرزی و تکمیل پارچه (۳۶ درصد)، آمادهسازی نخ (۲۸ درصد) و تولید الیاف (۱۵ درصد). این مراحل بهدلیل مصرف بالای انرژی و استفاده از مواد شیمیایی، نقش تعیینکنندهای در تخریب محیطزیست دارند، بهویژه تولید الیاف، بهدلیل کشت گسترده پنبه، بیشترین اثر منفی را بر برداشت آب شیرین و کیفیت اکوسیستمها دارد. کشت پنبه نیازمند حجم زیادی آب و آفتکش است که این موضوع فشار مضاعفی بر منابعطبیعی و تنوع زیستی وارد میکند.
در عین حال، فرآیندهای رنگرزی، آمادهسازی نخ و تولید الیاف عمدتا برپایه سوختهای فسیلی انجام میشوند و بههمیندلیل سهم بالایی در کاهش منابعطبیعی و افزایش انتشار گازهای گلخانهای دارند. طبق گزارش کنوانسیون چارچوب سازمان ملل درباره تغییرات اقلیمی، انتشار گازهای گلخانهای ناشی از تولید منسوجات تا سال ۲۰۳۰ حدود ۶۰درصد افزایش خواهد یافت؛ روندی که در صورت تداوم، دستیابی به اهداف اقلیمی جهانی را با چالش جدی مواجه میکند. یکی از ویژگیهای کلیدی فستفشن، کاهش شدید فاصله میان طراحی تا خرید محصول است. در سال ۲۰۱۲، شرکت زارا قادر بود یک لباس جدید را تنها در 2 هفته طراحی، تولید و به بازار عرضه کند؛ این زمان برای فوراور ۲۱ حدود 6 هفته و برای H&M حدود 8 هفته بود. شرکت چینی شین، بهعنوان بازیگر جدید این صنعت، این فرآیند را به حدود ۱۰ روز کاهش داده است. این شتاب بیسابقه در تولید و عرضه، مستقیما به افزایش تولید بیشازحد، مصرف سریع و در نهایت انباشت عظیم زباله نساجی منجر شده است. بههمیندلیل، فستفشن نهتنها یک مسئله اقتصادی، بلکه یکی از چالشهای مهم زیستمحیطی قرن حاضر بهشمار میرود.
پیامدهای اجتماعی فستفشن
فستفشن علاوه بر پیامدهای گسترده محیطزیستی، آثار اجتماعی عمیق و نگرانکنندهای نیز بههمراه دارد که بیشترین فشار آن بر کشورهای در حال توسعه وارد میشود. این صنعت بهطورگسترده به نیروی کار ارزان متکی است و اغلب در مناطقی فعالیت میکند که قوانین کار و نظارتهای دولتی ضعیفتر هستند. در نتیجه، حقوق نیروی کار، ایمنی محیطهای کاری و استانداردهای رفاهی در بسیاری از کارخانههای تولید پوشاک نادیده گرفته میشود. براساس گزارش سازمان غیرانتفاعی Remake، حدود ۸۰ درصد از پوشاک جهان توسط زنان جوان ۱۸ تا ۲۴ساله تولید میشود. این آمار نشاندهنده تمرکز بالای صنعت فستفشن بر نیروی کار زن، بهویژه در کشورهای کمدرآمد است؛ زنانی که اغلب با دستمزدهای پایین، ساعات کاری طولانی و شرایط کاری ناایمن مواجهند. افزون بر این، گزارش وزارت کار ایالاتمتحده در سال ۲۰۱۸ شواهدی از کار اجباری و کار کودک در صنعت مد در کشورهایی مانند آرژانتین، بنگلادش، برزیل، چین، هند، اندونزی، فیلیپین، ترکیه و ویتنام ارائه کرده است. بهعبارتی زنجیره تامین جهانی پوشاک در بسیاری از نقاط با نقض جدی حقوق کارگران همراه است. یکی از نمادهای تلخ پیامدهای اجتماعی فستفشن، فرو ریختن ساختمان رانا پلازا در داکا بنگلادش در سال ۲۰۱۳ است. این ساختمان 8طبقه که چندین کارخانه پوشاک را در خود جای داده بود، بر اثر نبود استانداردهای ایمنی فرو ریخت و به کشته شدن ۱.۱۳۴ کارگر و زخمیشدن بیش از 2 هزار و 500 نفر انجامید. این فاجعه توجه جهانی را به شرایط خطرناک کار در صنعت مد جلب کرد. نائومی کلاین در کتاب «No Logo» استدلال میکند که کشورهای در حال توسعه بهدلیل «نیروی کار ارزان، معافیتهای مالیاتی گسترده و قوانین و مقررات سهلگیرانه» برای صنعت پوشاک جذاب هستند. طبق مستند The True Cost، حدود یک نفر از هر 6 نفر در جهان بهنوعی در صنعت مد فعالیت دارد و همین موضوع، فستفشن را به یکی از وابستهترین صنایع جهان به نیروی کار انسانی تبدیل کرده است. این وابستگی، در صورت نبود نظارت موثر، میتواند به تداوم نابرابری، استثمار نیروی کار و بیعدالتی اجتماعی دامن بزند.
سخن پایانی
تولید سریع و انبوه پوشاک، مصرف بیرویه آب و انرژی، انتشار گسترده گازهای گلخانهای، رهاسازی میکروفیبرها و زباله نساجی، و بهرهگیری از نیروی کار ارزان و آسیبپذیر، نشان میدهد که فستفشن، چرخهای پیچیده از بحرانهای محیطزیستی و اجتماعی است. با روند فعلی، فشار بر منابعطبیعی و نابرابریهای اجتماعی افزایش یافته و دستیابی به اهداف پایداری جهانی با چالش جدی مواجه خواهد شد و این امر ضرورت بازنگری اساسی در الگوی تولید و مصرف پوشاک را بیش از پیش آشکار میکند.