۳۰ استان دچار مرگ آبخوان شدند
کامیار فکور: ایران بهدلیل داشتن آبوهوای خشک و نیمهخشک بهطورتاریخی با مسئله کمبارشی و سازگاری با آن دستوپنجه نرم کرده است. گرچه همه استانهای ایران دچار کمبارشی نبودهاند، با این حال چند دهه مدیریت مخرب در زمینه آب، حتی این استانها را با بحران روبهرو کرده است. حمیدرضا رمضانی، کارشناس حوزه آب در گفتوگو با صمت میگوید؛ ایران بهسمت حرکت بهسوی خشکی مطلق است. حتی سازمان ملل متحد هم این پیشبینی را کرده است که تا سال ۲۰۴۰ ، ایران در زمره ۲۰ کشور خشک دنیا جای بگیرد. از طرفی، سوءمدیریتها و تغییر اقلیم دست بهدست هم و ایران را در آستانه سقوط آبی قرار دادهاند، در حدی که استان گیلان بهعنوان پربارشترین استان ایران که تراز بارش سالانه آن هر سال بیش از هزار میلیمتر بود و رشت به شهر باران معروف است، در سال آبی ۱۴۰۱ به طورکلی ۴۳۰. ۴ میلیمتر بارش داشته است. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
شرایط میزان بارش در ایران به چه صورت است؟
کشور ایران در زمره کشورهای به نسبت کمبارش دنیا است. البته نه به این معنا که همه ۳۱ استان ایران به تمامی کمبارش باشند، بلکه استانهایی مانند گیلان سالانه با بارش بیش از هزار میلیمتر رکورددار بارش در ایران است و در رتبه دوم استان مازندران با ثبت بارش سالانه حدود ۷۵۰ میلیمتر و در رتبههای بعدی استان های کردستان و گلستان قرار دارند. تعدادی از استان ها هم با متوسط بارش در حد ۲۰۰ میلیمتر مواجه هستند و استان های مرکزی، شرقی و جنوب شرق ایران از قبیل اصفهان، یزد، کرمان، سمنان، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، سیستان وبلوچستان، فارس، هرمزگان و بوشهر با تراز بارش سالانه بین ۹۰ تا ۱۳۰ میلیمتری مواجه هستند. کاملا گویا است که کشور ایران دارای فقر بارشی است. از طرف دیگر، در مناطق مرکزی ایران ما دارای منابع آب پایدار مانند رودها و رودخانههای پرآب نیستیم که همین قضیه بهشدت بر نابرخوردار بودن استانهای نامبرده از بابت فقر آبی دامن زده است.
همه کارشناسان اذعان به این مهم دارند که باتوجه به شرایط، ایران بهسمت حرکت به خشکی مطلق است. حتی سازمان ملل متحد هم این پیشبینی را داشته است که تا سال ۲۰۴۰ ایران در زمره ۲۰ کشور خشک دنیا جای بگیرد. از طرفی، سوءمدیریتها و تغییر اقلیم دست بهدست هم و ایران را در آستانه سقوط آبی قرار دادهاند، در حدی که استان گیلان بهعنوان پربارشترین استان ایران که تراز بارش سالانه آن هر سال بیش از هزار میلیمتر بود و رشت به شهر باران معروف است، در سال آبی ۱۴۰۱ به طورکلی ۴۳۰. ۴ میلیمتر بارش داشته است. البته ناگفته نماند برخورد قهرآمیز با طبیعت مثل تخریب جنگلها، تولید کربن، استفاده از سوختهای فسیلی، گسترش بی رویه شهرسازی و... تاثیر بسزایی بر افت بارش ها گذاشته؛ به حدی که طی ۵۰ سال اخیر، بارشهای استانهای گیلان، مازندران و گلستان بیش از ۳۰ درصد افت کرده است.
آیا نمیتوان با همین مقدار آب، چرخه زندگی را در این مناطق فعال کرد؟
بهطورقطع چنین امکانی میسر است، همانطور که در سدهها و هزارههای قبل، نیاکان ما در مناطق خشک و نابرخوردار با اختراع بزرگ بشریت یعنی قنات یا همان کاریز توانستند پایهگذار بزرگترین تمدنهای بشری باشند و در آن مناطق، از کشاورزی خوب و عالی بهره می بردند، اما اگر امروزه ما با ابربحران آبی مواجه شدهایم. به مدیریت نکردن منابع آب در ایران برمیگردد. همین امر در بسیاری از استانها؛ موازنه قدرت، امنیت، اشتغال، غذا و ثروت را بر هم زده و موجب شده است که خیلی از هموطنان ما از سر جبر مجبور به مهاجرت شوند که امروز از این پدیده بهعنوان مهاجرت اقلیمی یاد میکنند.
در حال حاضر در چه استانهایی در ایران پدیده مهاجرت وجود دارد و چه ارتباطی میان مهاجرت و بحران آب این استانها دیده میشود؟
از مجموع ۳۱ استان ایران حداقل در ۲۰ استان سیستان وبلوچستان، خراسانجنوبی، خراسانرضوی، خراسانشمالی، یزد، کرمان، اصفهان، فارس، سمنان، خوزستان، بوشهر، ایلام، کرمانشاه، لرستان، مرکزی، قزوین، قم، آذربایجانشرقی و آذربایجانغربی مهاجرت به دیگر استان ها زیاد شده است. دقیقا همین استانهایی که دارای مهاجرت گسترده هستند، دارای مشکل کمآبی جدی بودهاند. مضاف بر اینکه، این استانها بهشدت دارای فرونشست زمین هستند که میتوان نتیجه گرفت، بیآبی یا کمآبی در این استانها ریشه در دهههای قبل دارد و کمآبی موجب شده است، مردم بهسمت برداشت آب از منابع زیرزمینی روی آورند. امروزه تمام این استانها بلااستثنا دارای فرونشستهای طولی و نقطهای بسیاری هستند که در بیشتر مناطق و دشتهای این استانها، دیگر قابلیت ادامه زندگی وجود ندارد که میتوان به فرونشستهای وحشتناک زمین در استان اصفهان و در دشتهای مهیار، نجفآباد، طاهرآبادکاشان، ورزنه، شاهینشهر، زواره و زاویه اشاره کرد. سکونت در این مناطق بهخاطر فرونشست زمین با مشکلات جدی همراه شده است و بههمیندلیل، افراد از صبر و تحمل و تابآوری لازم برخوردار نیستند و مهاجرت میکنند. این نوع مهاجرت، بدترین و آسیبپذیرترین نوع مهاجرت در دنیا است.
چنین مهاجرتهایی چه تبعاتی به همراه دارد؟
در ایران استانها، هرکدام مشکلات خاص خودشان را دارند، اما وقتی بهیکباره استانی مانند گیلان که پرآبترین استان ایران است، با حجم انبوه مهاجرت از استانهای خشک و کویری و بهویژه استان اصفهان مواجه میشود، استان مقصد، تابآوری این میزان جمعیت را نخواهد داشت. امکانات استان گیلان بهتناسب نرخ جمعیت خود استان تعریف و تهیه شده و اینجا است که کمبود امکانات برای این حجم و سیل جمعیت میتواند موجب نارضایتی و تنش میان ساکنان و مهاجران شود. در چنین مواقعی، مسائلی از قبیل بزه اجتماعی، امنیت اجتماعی، اشتغال، امنیت پایدار غذایی، زمینخواری، کوهخواری، فساد، رانتخواری و درگیریها به اوج خود میرسد و عرصه بر جامعه استانهای میزبان تنگ می شود. در یک نمونه بسیار کوچک از تبعات مهاجرت اقلیمی، میتوان به تغییر کاربری ۴ میلیون هکتاری اراضی کشاورزی و مراتع در ۲۰ سال اخیر یا سالانه به ورود ۳۰۰ هزار مهاجر اقلیمی از دیگر استانها به استان تهران اشاره کرد.
در این راستا چه اقداماتی باید در دستور کار قرار بگیرد؟
مسئولان باید بحث کمبود آب و راه حل های موجودی که در جهان بهخوبی تجربه شده است، مانند بازچرخانی آبهای خاکستری را جدی بگیرند تا بتوانند کمبود منابع آبی را جبران و به سرعت در تمام شهرهای ایران اجرایی کنند، اما از آنجایی که همیشه مافیای آب در ایران حرف ها برای گفتن داشته و دارد، باز شاهد هستیم که در کشور به آنچه باید پرداخته می شد، یعنی بازچرخانی پرداخته نشد و آنچه ابدا نباید پرداخته می شد، یعنی انتقال آب بینحوضهای پرداخته شد. بهعنوان راهکار باید به روشهای دیگری از جمله اصلاح الگوی کشت و الگوی مصرف، اعمال قانون آب مجازی و خاکورزی اشاره کرد.
عدمبرخورداری از سند آمایش سرزمین چقدر بر ایجاد مشکلات آبی در ایران تاثیر گذاشته است؟
عدمبرخورداری از سند آمایش سرزمین و همچنین برخوردار نبودن از سند افق چشم انداز توسعه، موجب بیثباتی اجتماعی و اقتصادی در ایران شده است، بهطوریکه امروزه شاهد هستیم از ۳ دهه قبل به این طرف، آب برترین صنایع دنیا مانند صنایع فولادی، کاشی و سرامیک، نیروگاهی، خودروسازی، صنعت کشاورزی ناهمتراز و... در خشکترین و نابرخوردارترین استانهای ایران به خدمت گرفته و بهدلیل نیاز بیش از حد آبی این صنایع از یکسو و عدمبرخورداری منابع آب پایدار در فلات ایران از سوی دیگر، این صنایع عظیم مجاب به برداشت آب از سفرههای آب زیرزمینی شدهاند. نتیجه کار این شده که از مجموع ۳۱ استان ایران، ۳۰ استان بهدلیل برداشت بدون مطالعه آب از آبخوانها، دچار مرگ آبخوان شدهاند. این رویه نتیجه عدمبرنامهریزی در ایران است. از طرفی، براساس بررسیهای بهعملآمده، بیش از ۸۰ درصد همین مقدار روستاهای باقیمانده، دیگر روستا به معنی واقعی کلمه نیستند، بلکه با زمینخواریهایی که انجام گرفته، روستاهای گذشته، امروز تبدیل به شهرکهایی شدهاند که برای خوشنشینی شهرنشینان طراحی شده و اگر این روند ادامه یابد، ایران را در سراشیبی بحرانهای زیستمحیطی قرار خواهد داد.
تجربه برنامهریزی برای جلوگیری از سیل مهاجرتی در دیگر کشورها چگونه بوده است؟
کشورهایی نظیر ژاپن، سوئیس، آلمان، فرانسه، ایتالیا، کرهجنوبی، سوئد، کانادا و... با ایجاد بستههای تشویقی بهصورت واگذاری اراضی فقط برای کشاورزی، بیمه کشاورزی، وام بدون بهره بلندمدت، کشت گلخانهای، در اختیار قرار دادن ماشینآلات کشاورزی، واگذاری کود و سموم و... مردم را ترغیب و تشویق به زندگی در روستاها میکنند. همچنین، مولدسازی روستایی در دستور کار دولتمردان این کشورها است، اما شوربختانه در ایران ، دولتمردان با ایجاد سیاستهای غلط، عامدانه بهسمت نابود کردن روستاها و کشاورزی روستایی و صنایع روستایی و صنایعدستی و هنرهای درآمدزای روستایی گام برداشتند و از طرفی، با ایجاد و احداث شهرهای جدید بیکیفیت و بدون زیرساخت در همه استانها در عمل مردم را بهسمت شهرنشینی سوق دادند و سنگبنای نابودی روستا و کشاورزی را گذاشتند. از طرفی، برخی فرمانداریها با حمایت محض از شوراهای روستایی، اراضی روستایی را به اسم جوانان روستا، اما به کام شهرنشینها بین شهرنشینها تقسیم کردند و ایران را به نابودی کشاندند. همین سیاستهای غلط موجب این شده است که طی ۴ دهه اخیر در ایران بیش از ۱۳۰ میلیارد مترمکعب آب از سفرههای آب زیرزمینی اضافهبرداشت انجام بگیرد.
سخن پایانی
در مجموع، برخی نظرهای کارشناسی مبنی بر این است که عدمبرخورداری از سند آمایش سرزمین و همچنین برخوردار نبودن از سند افق چشمانداز توسعه منجر به بحرانهای محیطزیستی از جمله بحران آب شده است. در نبود چنین اسناد بالادستی آب، برترین صنایع دنیا مانند صنایع فولادی، کاشی و سرامیک، نیروگاهی، خودروسازی، صنعت کشاورزی ناهمتراز و... در خشکترین و نابرخوردارترین استان های ایران به خدمت گرفته شدهاند و بهدلیل نیاز بیش از حد آبی این صنایع از یکسو و عدمبرخورداری منابع آب پایدار در فلات ایران از سوی دیگر، این صنایع عظیم مجاب به برداشت آب از سفرههای آب زیرزمینی شدند. بحران آب خود بهوجودآورنده پدیده مهاجرت اقلیمی در ایران شده است.
بهگفته یک کارشناس، برای فائق آمدن بر این بحران بهعنوان نمونه باید بازچرخانی آبهای خاکستری را جدی گرفت تا بتوان کمبود منابع آبی را جبران کرد، اما مافیای آب با قدرتی که دارد، یکی از بزرگترین موانع حل این مشکل است.