روایتی از یک خریدوفروش مرگبار در محیط‌زیست

پول به قیمت جان حیوانات

کارشناسان معتقدند قاچاق حیات‌وحش سیاهچاله‌ای سیری‌ناپذیر است که قاچاقچیان و تاجران غیرقانونی آن هیچ رحمی برای بقای حیوانات ندارند.

به ‌ طورمعمول هر نوع حیوانی که بتوانند، فارغ از ارزش زیست ‌ محیطی، برای منطقه بومی می ‌ خرند و می ‌ فروشند و مافیای قاچاق حیات ‌ وحش سنگدلانه با حیات ‌ وحش ‌ برخورد می ‌ کنند. به ‌ همین دلیل، این تجارت پرسود، اما مخرب در بیشتر کشورها به ‌ عنوان تجارت سیاه شناخته می ‌ شود؛ تجارتی که با جان محیط ‌ زیست بازی می ‌ کند و در نهایت موجب بروز اخلال در چرخه زیست ‌ محیطی می ‌ شود. صمت در این گزارش به بررسی ابعاد زیست ‌ محیطی این معضل پرداخته است.

کوچ اجباری حیوانات

چند سالی می ‌ شود که در لیست حیوانات خانگی ثروتمندان، خرس، شیر و مار هم اضافه شده است؛ حیواناتی که به ‌ اجبار انسان از محیط ‌ زیست خود جدا و با شرایط سهمگین و غیراستاندارد به مناطقی برده می ‌ شوند که هیچ تشابه زیستی با منطقه بومی خودشان ندارد. این حیوانات قربانی تجارتی می ‌ شوند که جزو 3 تجارت ممنوعه در جهان شناخته می ‌ شود. کارشناسان محیط ‌ زیست همواره نگران این جابه ‌ جایی و معضلاتی که گونه ‌ های مهاجم در صورت رهاسازی دارند، هستند. برای مثال، لاک ‌ پشت گوش قرمز، یک گونه بومی امریکا است که به ‌ طورمعمول در عید نوروز به ‌ دلیل زیبایی فروخته می ‌ شود و پس از گذشت مدت ‌ زمانی، به ‌ دلیل اینکه افراد توانایی نگهداری آن را ندارند، بدون ملاحظه در طبیعت رهاسازی می ‌ شوند و اخلال در محیط ‌ زیست به ‌ وجود می ‌ آید و منجر به از بین رفتن لاک ‌ پشت ‌ های بومی و ماهیان آب شیرین می ‌ شود. در کل، حیوانات غیربومی از یک ‌ سو نمی ‌ توانند با محیط سازگاری مطلوبی داشته باشند و از سوی دیگر، شرایط سازگاری با محیط را برای دیگر موجودات نیز برهم می ‌ زنند.

چین، مجرم یک گناه نابخشودنی

طبق آیین ‌ نامه اجرایی قانون شکار و صید، خریدوفروش حیوانات حیات ‌ وحش حتی اعضای آنها، ممنوع و خلاف مقررات است و جرم محسوب می ‌ شود و مجرمان محکوم به ۳ تا ۱۰ سال زندان می ‌ شوند. فهیمه اسلامی، دامپزشک و کارشناس در گفت ‌ وگو با صمت درباره غیرقابل ‌ کنترل بودن تجارت حیات ‌ وحش می ‌ گوید که در کل نمی ‌ توان منکر تجارت حیات ‌ وحش در سراسر جهان شد. بعد از تجارت اسلحه، خریدوفروش حیوانات حیات ‌ وحش، رتبه سوم را در قاچاق دارد و این معضل تنها در ایران اتفاق نمی ‌ افتد. برای مثال چینی ‌ ها رتبه نخست را در این تجارت دارند.

ناپایداری اکوسیستم ‌ ها به قیمت سود انسانی

پایداری مولفه ‌ ای است که در ماهیت طبیعت نهادینه شده است و موجودات براساس این ویژگی در جریان چرخه زیستی قرار می ‌ گیرند. به ‌ گفته اسلامی، در چرخه حیات تمامی موجودات به یکدیگر وصل هستند، حال اگر تعداد یک موجودی کم یا زیاد شود، به طور خودکار اخلال در این چرخه را به ‌ وجود می ‌ آورد و این فرآیند منجر به ناپایداری اکوسیستم ‌ ها می ‌ شود. این جدایی و ناپایداری به ‌ طورقطع آسیب جدی به طبیعت وارد می ‌ کند. برای مثال، اگر یک گونه گوشت ‌ خوار در محیطی کم شود، موجب ازدیاد گونه علف ‌ خوار می ‌ شود و باعث اخلال در محیط ‌ زیست گونه ‌ های حیوانی می ‌ شود. زنجیره حیات ناگسستنی است و حذف یا کاهش و افزایش یک موجود می ‌ تواند در بخش دیگری خسارت ‌ های زیست ‌ محیطی به ‌ بار بیارود. برای مثال، شکار یا صید مار و کاهش تعداد آن، موجب زیاد شدن تعداد جوندگان می ‌ شود که در نهایت به زمین ‌ های کشاورزی اطراف، آسیب وارد می ‌ شود. گفتنی است، دخالت انسان در میزان کمی حیوانات در طبیعت، موجب افزایش گونه ‌ های مهاجم در یک زیستگاه می ‌ شود.

لاک ‌ پشت گوش قرمز، مهاجم بومی ‌ ها

اسلامی بااشاره به مثالی دراین ‌ باره می ‌ گوید: گونه ‌ های مهاجم در کشور نظیر لاک ‌ پشت گوش قرمز، به ‌ عنوان گونه مهاجم و خطرساز برای گونه ‌ های بومی شناخته می ‌ شوند و شرایط زیستی را برای این لاک ‌ پشت ‌ ها فراهم می ‌ کنند.

به ‌ طورمعمول رقابت بر سر غذا و منابع ‌ زیستی میان موجودات بومی و غیربومی نتیجه این تجارت سیاه است که حاصلی جز به ‌ خطر افتادن چرخه زیستی و در نهایت امنیت غذایی ندارد.

راکون همه ‌ چیزخوار، خطری برای گونه ‌ های دیگر

براساس گزارش ‌ های برخی منابع رسمی، در جنگل ‌ های شمال (هیرکانی) تعداد زیادی از راکون ‌ ها که حیوان بومی امریکا هستند، زیست دارند؛ پیگیری ‌ ها نشان داد که چندی پیش، در آذربایجان مزارع تولید پوست خز راکون راه ‌ اندازی شد و به ‌ همین دلیل تعداد زیادی از این حیوان به کشور ما قاچاق شد، پس از مدتی که خریدوفروش خز این حیوان در اروپا ممنوع شد و استفاده از پوست آن به ‌ نوعی غیراخلاقی محسوب شد، این تجارت شکست خورد و راکون ‌ ها در جنگل رها شدند.

اسلامی می ‌ گوید: راکون همه ‌ چیزخوار است؛ این حیوان از تخم پرنده تا میوه می ‌ خورد، به ‌ همین دلیل مسبب وارد شدن آسیب ‌ های زیادی به محیط ‌ زیست و ممکن است، گونه ‌ های زیادی را با خطر انقراض مواجه کند.وی بااشاره به گونه ‌ های در انقراض کشور بیان کرد: بیشترین گونه ‌ ای که در معرض انقراض است و حفاظت ویژه ‌ ای از آن می ‌ شود، یوزآسیایی است، همچنین پرنده میش ‌ مرغ است که در حوالی بوکان زندگی می ‌ کند و به ‌ علت قاچاق به کشورهای اطراف، در معرض انقراض جدی قرار دارد.

بی ‌ رحم مثل آتش

به ‌ گفته اسلامی؛ سنجاب ایرانی هم در معرض انقراض جدی قرار دارد. زیستگاه اصلی این حیوان جنگل ‌ های بلوطی زاگرس است و این سنجاب ‌ ها از میلیون ‌ ها سال قبل، به ‌ عنوان باغبان زاگرس شناخته می ‌ شده ‌ اند، اما در سال ‌ های اخیر، بیشتر شکارچیان با روش ‌ های به ‌ شدت آزاردهنده ‌ ای سنجاب ‌ ها را از جنگل ‌ ها جمع ‌ آوری کردند و با آتش زدن درخت ‌ های بلوط، سنجاب ‌ ها را به دام تورهای فلزی انداخته ‌ اند. گفتنی است، در بسیاری موارد آتش ‌ سوزی جنگل ‌ های زاگرس برای به ‌ دام انداختن سنجاب بوده است.

از آنجایی ‌ که هیچ خانه یا باغ ‌ های بزرگ خانگی که به ‌ طورمعمول هم صاحبان ثروتمندی دارند، نمی ‌ تواند نقش و جایگاه طبیعت را برای حیوانات بازی کند، بی ‌ شک شرایط نگهداری این حیوانات به ‌ دلیل فقدان چرخه زیستی مطلوب، استاندارد نیست. به ‌ همین ‌ دلیل،بیشتر این افراد ناگزیر به رهاسازی این حیوانات می ‌ شوند که به ‌ شکل معمول، این رهاسازی در در باغ یا پارک ‌ هایی اتفاق ‌ می ‌ افتد که برای زیست حیوان شرایط مساعدی ندارد و این ‌ گونه می ‌ شود که در چرخه تکامل اخلال جدی به ‌ وجود می ‌ آید.

تجارت سیاه حیوانات، بلای جان طبیعت

همان ‌ گونه که پیش ‌ تر هم اشاره شد، می ‌ توان از تجارت غیرقانونی حیات ‌ وحش که به ‌ اختصار قاچاق حیات ‌ وحش نامیده می ‌ شود، به ‌ عنوان یک تجارت سیاه بین ‌ المللی یاد کرد که به ‌ اعتقاد بسیاری از کارشناسان، ابعاد مالی بسیار بزرگ و گسترده ‌ ای دارد.

فربد خاکپور، دامپزشک و کارشناس حیات ‌ وحش در گفت ‌ وگو با صمت درباره مضرات و آسیب ‌ های زیست ‌ محیطی این تجارت می ‌ گوید: قاچاق حیات ‌ وحش، همپای قاچاق انسان، سلاح و مواد مخدر، دارای بعد مالی است، اما چون تاکنون آموزش درخوری برای شناخت آن انجام نگرفته و رسانه ‌ ها هم در راستای آگاهی ‌ بخشی، به آن نپرداخته ‌ اند، عموم مردم آشنایی چندانی با آن ندارند و فرآیند آن، برای مردم چندان شناخته ‌ شده نیست.

تجارت سیاه حیوانات وحشی دارای اثرات زیادی بر محیط ‌ زیست است که ابعاد زیادی هم دارد؛ یکی از این ابعاد، کاهش جمعیت تنوع زیستی و انقراض ‌ های مستقیم است و تعداد جمعیت ‌ های وحشی جانوری را دستخوش دگرگونی می ‌ کند.

خاکپور دراین ‌ باره می ‌ گوید: در کل، جمعیت حیوانات حیات وحش از هر نوعی که باشد، تعداد محدودی دارد و این تعداد از سوی طبیعت تعیین می ‌ شود. به ‌ عبارت ‌ دیگر، ظرفیت کمی یک حیوان وحشی به ‌ دست طبیعت رقم می ‌ خورد و نمی ‌ توان آن را کم یا زیاد کرد و این طبیعت است که تصمیم ‌ گیرنده نهایی تعداد یک گونه جانوری است.

به ‌ گفته وی، وقتی یک گونه حیوانی از سوی انسان خرید و فروش می ‌ شود، جمعیت تعیین ‌ شده کم می ‌ شود تا اینکه به ‌ تدریج منجر به انقراض از مقیاس محلی به جهانی می ‌ شود.

میمون رزوس، یک مهاجم خطرناک

گونه ‌ های مهاجم حیوانی در شرایط زیست ‌ بوم یک منطقه اخلال ایجاد می ‌ کنند؛ خاکپور درباره این بعد زیست ‌ محیطی قاچاق حیوانات می ‌ گوید، گونه ‌ های مهاجم یعنی اینکه یک گونه جانوری از یک کشور دیگر وارد کشور ما می ‌ شود. نمونه بارز آن میمون «رزوس» بومی کشورهایی نظیر پاکستان و افغانستان است که پراکنش طبیعی آن به کشور ما نمی ‌ رسد، اما باتوجه به اینکه در کشورهایی زیست می ‌ کند که خلأ قانونی درباره حفظ گونه ‌ های حیوانی دارند، به ‌ طورمعمول قاچاقچیان میمون مادر را از بین می ‌ برند و نوزادان را به ایران قاچاق می ‌ کنند، اما وقتی این حیوان بالغ می ‌ شود، به ‌ فراخور ویژگی ‌ هایی که دارد، هم باهوش ‌ تر می ‌ شود و هم خطرناک ‌ تر. به ‌ همین دلیل، افراد از ادامه نگهداری منصرف می ‌ شوند و در این شرایط یا خودشان حیوان را در طبیعت رها می ‌ کنند یا حیوان خودش راهی برای فرار پیدا می ‌ کند.

به ‌ گفته وی، رهاسازی میمون رزوس در جنگل ‌ های هیرکانی یا هر منطقه دیگر در شرایط سازگاری و تولیدمثل در محیط، برای موجودات بومی خطرآفرین است، چرا که به ‌ عنوان یک موجود مهاجم شناخته می ‌ شود که در نهایت برای محیط طبیعی آسیب به ‌ همراه دارد، همچنین این روال برای گونه ‌ های بومی کشور که به اقلیم دیگری در کشور برده می ‌ شوند هم وجود دارد و به ‌ عنوان تجارت سیاه شناخته می ‌ شود.

تسخیر لانه دارکوب ‌ ها به ‌ دست سنجاب مهاجم

خاکپور می ‌ گوید: برای مثال، سنجاب ایرانی که در رشته ‌ کوه ‌ های زاگرس زندگی می ‌ کند و در زیستگاه خودش در معرض انقراض محلی قرار دارد و بسیاری از خانواده ‌ ها و افراد آنها را نگهداری می ‌ کنند یا رها کرده ‌ اند. این سنجاب ‌ ها در لواسانات به ‌ عنوان گونه مهاجم شناخته می ‌ شوند و باغداری منطقه را با معضل مواجه کرده ‌ اند.

گفتنی است، لانه دارکوب ‌ ها در سال ‌ های اخیر توسط سنجاب ‌ ها تسخیر شده است.

مشکل از کجا آب می ‌ خورد؟

برخی کارشناسان بر این باور هستند که وجود خلأهای قانونی در کنار مافیای قاچاق حیوانات، مسبب اصلی رونق تجارت سیاه حیوانات است؛ خاکپور دراین ‌ باره می ‌ گوید: سازمان محیط ‌ زیست به ‌ استثنای قانون شکار و صید، فهرستی از گونه ‌ هایی از حیات ‌ وحش بومی ایران را که افراد مجاز به نگهداری آن نیستند، منتشر کرده است، اما هیچ قانون ملی و مشخصی برای بسیاری از حیوانات وجود ندارد. به ‌ عبارت روشن ‌ تر، حیوانات زیادی هستند که نمی ‌ دانیم خانگی هستند یا غیرخانگی؛ قوانین فعلی در این زمینه کافی نیستند.

به ‌ گفته وی، کنوانسیون سای تیست یک مجمع محیط ‌ زیستی است که به ‌ منظور جلوگیری از تجارت حیوانات تشکیل شد و ایران هم به ‌ عضویت آن درآمده، قوانین را برای کشورهای عضو تعیین کرده است. بر همین مبنا جرایمی برای قاچاق برخی حیوانات در نظر گرفته می ‌ شود، اما گونه ‌ های زیاد دیگری وجود دارد که نام ‌ شان در این لیست نیست و از سوی هیچ کنوانسیونی حمایت نمی ‌ شوند.

گفتنی است، پرندگان زیادی هستند که عضو سای تیست نیستند و قانونی به ‌ منظور جلوگیری از قاچاق آنان وجود ندارد.

خاکپور بااشاره به گونه ‌ های در معرض انقراض حیوانات، در پاسخ به این پرسش که کدام گونه در معرض انقراض جدی قرار دارد، می ‌ گوید: طیف وسیعی از گونه ‌ های بومی کشور تحت ‌ تاثیر قاچاق هستند. برای مثال، سمندر لرستانی در معرض انقراض بود که با پیگیری ان جی او ها و کارشناسان حیات ‌ وحش جلوی قاچاق و نابودی آن گرفته شد؛ خوشبختانه تا حدی جمعیت این حیوان احیا شده است.

به ‌ گفته خاکپور، 2 گونه پرنده در کشور در معرض تهدید جهانی هستند؛ هوبره آسیایی که از درناسانان است و در کویر زندگی می ‌ کند و تمایل به راه رفتن دارد و دیگری بالابان که متاسفانه به کشورهای جنوب خلیج ‌ فارس و عربستان فرستاده می ‌ شود. در پستانداران هم، از گوشت ‌ خواران هم در معرض انقراض دارند، نظیر یوزپلنگ ایرانی همچنین توله خرس قهوه ‌ ای که از ایران به عراق ارسال می ‌ شود.

سخن پایانی

کارشناسان معتقدند برای رهایی از این معضلات آموزش مولفه بسیار مهمی است که باید در نظر گرفته شود. در واقع نیازمند آموزش گسترده شناخت طبیعت و تنوع ‌ زیستی به تمام اقشار مردم هستیم. امروز در کتاب ‌ های درسی دانش ‌ آموزان بیشتر به تنوع زیستی پرداخته شده است، اما متاسفانه نسل ‌ های پیشین مطالب چندانی درباره تنوع زیستی و نحوه حفاظت از آن در طول تحصیل ‌ شان در کتاب ‌ ها فرا نگرفته ‌ اند. رسانه ‌ ها هم تاکنون جریان ‌ سازی درخوری برای این آگاهی نداشته ‌ اند، در نتیجه خلأ آموزشی بسیاری در این زمینه وجود دارد. گفتنی است، اگر افرادی که امروز بخشی از چرخه تجارت سیاه هستند، آموزش ‌ و آگاهی داشتند، احتمال اینکه زنجیره این چرخه قطع شود، بسیار زیاد بود و این زیان بزرگ به حیوانات و طبیعت وارد نمی ‌ شد. درواقع، در هر گامی اگر آموزش وجود داشت، زنجیره اشتباهات به ‌ وجود نمی ‌ آمد.

دیدگاهتان را بنویسید

بخش‌های ستاره دار الزامی است
*
*

آخرین اخبار